X
تبلیغات
رایتل

بانک پایان نامه های روانشناسی

بانک پایان نامه های ارشد - رشته روانشناسی - پایان نامه روانشناسی بالینی,پایان نامه روانشناسی عمومی,پایان نامه روانشناسی بالینی,پایان نامه روانشناسی کودکان,پایان نامه روانشناسی استثنائی-با فرمت ورد - متن کامل-

پژوهش user7-38

اهمیت پژوهشاین مطالعه از منظر یک مطالعه پژوهشی اهمیت نظری، عملی و اجتماعی دارد. به طور کلی این پژوهش مدارک تجربی مبتنی بر ارزش داراییهای نامشهود و ارتباط آن با عملکرد کلی شرکت را ارایه میدهد و اهمیت داراییهای نامشهود […]

  

سایت دانلود پژوهش ها و منابع علمی

سایت دانلود پژوهش ها و منابع علمی دانشگاهی فنی تخصصی همه رشته ها – این سایت صرفا جهت کمک به گردآوری داده ها برای نگارش پژوهش های علمی و صرفه جویی در وقت پژوهشگران راه اندازی شده است

پژوهش user7-38

پیوست شماره 1-شرکتهای مورد بررسی.............................................................................................................................165
پیوست شماره 2-نحوه محاسبه هزینه سرمایه در فرمول ارزش افزوده اقتصادی..........................................................168

فهرست جدول‌ها
عنوان و شماره صفحه
TOC \h \z \t "Caption" \c جدول 2-1: خلاصه نتایج پژوهشهای داخلی 43 جدول 2-2: خلاصه نتایج پژوهشهای خارجی 52 جدول 3-1: شرکتهای مورد بررسی 60 جدول 3-2: نحوه محاسبه متغیرهای مستقل پژوهش 69 جدول 3-3: نحوه محاسبه متغیرهای وابسته پژوهش 70 جدول 3-4: فرمولهای آماری مورد استفاده در این پژوهش 73 جدول 4-1: طبقهبندی صنایع در این مطالعه 81 جدول 4-2: شاخصهای آماری مربوط به متغیرهای مستقل و وابسته 83 جدول 4-3: نتایج حاصل از آزمون کولموگروف-اسمرینف 90 جدول 4-4: نتایج حاصل از آزمون کروسکال-والیس 90 جدول 4-5: نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول 91 جدول 4-6: نتایج حاصل از آزمون فرضیه دوم 92 جدول 4-7: نتایج حاصل از آزمون فرضیه سوم 93 جدول 4-8: نتایج حاصل از آزمون فرضیه چهارم 94 جدول 4-9: نتایج حاصل از آزمون فرضیه پنجم 95 جدول 4-10: نتایج حاصل از آزمون فرضیه ششم 95 جدول 4-11: نتایج حاصل از آزمون فرضیه هفتم 96 جدول 4-12: نتایج حاصل از آزمون فرضیه هشتم 97 جدول 4-13: نتایج حاصل از آزمون فرضیه نهم 97 جدول 4-14: نتایج حاصل از آزمون فرضیه دهم 98 جدول 4-15: نتایج حاصل از آزمون فرضیه یازدهم 99 جدول 4-16: نتایج حاصل از آزمون فرضیه دوازدهم 99 جدول 4-17: نتایج حاصل از آزمون فرضیه سیزدهم 100 جدول 4-18: نتایج حاصل از آزمون فرضیه چهاردهم 101 جدول 4-19: نتایج حاصل از آزمون فرضیه پانزدهم 102 جدول 4-20: نتایج حاصل از آزمون فرضیه شانزدهم 102 جدول 4-21: نتایج حاصل از آزمون فرضیه هفدهم 103 جدول 4-22: نتایج حاصل از آزمون فرضیه هجدهم 104 جدول 4-23: نتایج حاصل از آزمون فرضیه نوزدهم 104 جدول 4-24: نتایج حاصل از آزمون فرضیه بیستم 105عنوان و شماره صفحه
جدول 4-25: نتایج حاصل از آزمون فرضیه بیست و یکم 106 جدول 4-26: نتایج حاصل از آزمون فرضیه بیست و دوم 107 جدول 4-27: نتایج حاصل از آزمون فرضیه بیست و سوم 107 جدول 4-28: نتایج حاصل از آزمون فرضیه بیست و چهارم 108 جدول 4-29: خلاصه نتایج حاصل از آزمون فرضیهها109 جدول 4-30: ضرایب و معناداری رابطه داراییهای نامشهود و عملکرد (گروه اول) 112 جدول 4-31: شاخصهای آماری مربوط به گروه خودرو، ماشینآلات و تجهیزات 114 جدول 4-32: ضرایب و معناداری رابطه داراییهای نامشهود و عملکرد (گروه دوم) 116 جدول 4-33: شاخصهای آماری مربوط به گروه شیمیایی و دارویی 118 جدول 4-34: ضرایب و معناداری رابطه داراییهای نامشهود و عملکرد (گروه سوم) 120 جدول 4-35: شاخصهای آماری مربوط به گروه معادن و کانیها122 جدول 4-36: ضرایب و معناداری رابطه داراییهای نامشهود و عملکرد (گروه چهارم) 124 جدول 4-37: شاخصهای آماری مربوط به گروه سایر صنایع 125 جدول 4-38: ضرایب و معناداری رابطه داراییهای نامشهود و عملکرد128 جدول 4-39: شاخصهای آماری مدل کلی130 جدول 5-1: خلاصه نتایج حاصل از آزمون فرضیهها135 جدول 5-2: خلاصه نتایج حاصل از آزمونهای تحلیلی اضافی137

فهرست شکل‌ها
عنوان صفحه
شکل 2-1- انواع داراییهای شرکت 22
شکل 2-2- منابع مبنایی برای سودآوری شرکت35
شکل 3-1- مدل پژوهش61
شکل 4-1- گروه صنایع مورد بررسی82
شکل 4-2- مقادیر استاندارد شده اموال فکری84
شکل 4-3- مقادیر استاندارد شده داراییهای نامشهود84
شکل 4-4- مقادیر استاندارد شده سود خالص85
شکل 4-5- مقادیر استاندارد شده لگاریتم فروش خالص85
شکل 4-6- مقادیر استاندارد شده اهرم مالی86
شکل 4-7- مقادیر استاندارد شده بازده داراییها86
شکل 4-8- مقادیر استاندارد شده بازده حقوق صاحبان سهام87
شکل 4-9- مقادیر استاندارد شده بازده سرمایهگذاری شده87
شکل 4-10- مقادیر استاندارد شده ارزش افزوده اقتصادی88
شکل 4-11- مقادیر استاندارد شده اضافه ارزش بازار نسبت به دفتری88
شکل 4-12- مقادیر استاندارد شده کیو توبین89
شکل 4-13- مقادیر استاندارد شده ارزش افزوده بازار89
شکل 4-14- مدل مربوط به داراییهای نامشهود و عملکرد (گروه اول: خودرو، ماشینآلات و تجهیزات)111
شکل 4-15- مدل مربوط به داراییهای نامشهود و عملکرد (گروه دوم: شیمیایی و دارویی)115
شکل 4-16- مدل مربوط به داراییهای نامشهود و عملکرد (گروه سوم: معادن و کانیها)119
شکل 4-17- مدل مربوط به داراییهای نامشهود و عملکرد (گروه چهارم: سایر صنایع)123
شکل 4-18- مدل مربوط به داراییهای نامشهود و عملکرد127فصل اول
کلیات پژوهش

فصل اولکلیات پژوهشمقدمه
بشر با پیشرفت سریع فناوری، وارد جامعهی دانشی شده است (دراکر، 1988). در همین راستا، اقتصاد جهانی از یک اقتصاد صنعتی به سوی اقتصاد مبتنی بر دانش حرکت کرده است. در این اقتصاد دانشمحور، داراییهای نامشهود نقش اساسی در موفقیت یک شرکت در دستیابی به اهداف را دارد به گونهای که منشا ثروت و رشد، داراییهای نامشهود (فکری) است (لو، 2001: 1). متون اخیر اقتصاد و مدیریت نشان دادهاند که داراییهای نامشهود نقشی اساسی را در اقتصادهای امروزی نیز ایفا میکنند (لندینی، 2014) به گونهای که محصولات و شرکتها بر مبنای اطـلاعـات، ایجاد شده و از بیـن میروند و بیشتر شرکـتهای موفق، شرکتهایی هستند که از داراییهای نامشهود خود بهتر و سریعتر استفاده میکنند (بونتیس و همکاران، 1999: 392).
شکاف در حال افزایش بین ارزش بازار و ارزش دفتری شرکتها، منعکس کننده وجود و اهمیت داراییهای نامشهود است (المترنه و بشیر، 2013: 154). دلیل این شکاف مربوط به حرفه حسابداری است که به طور سنتی در مواجهه با شناسایی و اندازه گیری ارزش داراییهای نامشهود با مشکل مواجه بوده است. با وجود اهمیت داراییهای نامشهود در اقتصادهای مدرن، مدل پذیرفته شده جامعی که بتواند مفهوم اندازهگیری نامشهودها و مقایسه آنها در بین شرکتها را ارائه دهد، وجود ندارد (چن، 2012: 13). یکی از دلایل این موضوع، رویکرد محافظهکارانه حرفه حسابداری و برتری ویژگی کیفی قابلیت اتکا بر ویژگی کیفی مربوط بودن اطلاعات اسـت. با وجود این، بحث در مورد عدم کفایت رویههای سنتی گزارشگری برای داراییهای نامشهود و اینکه آیا شرکتها باید محرکهای ارزش داراییهای نامشهود خود را به روش قابل مقایسهای گزارش کنند، از چند سال پیش شروع شده و کشورهای اسکاندیناوی در این زمینه پیشگام هستند (دام، 2003: xvi). حقیقت این است که حسابداری و گزارشگری شرکتها باید واقعیت اقتصادی کسـب و کار و شرکـتهای امـروزی را برای تصمیمگیری مدیران و سرمایهگذاران و به طور کلی ذینفعان به بهترین روش ارائه دهد و برای رسیدن به این مهم، چارهای جز تفکر در مورد بازنگری رویههای فعلی گزارشگری داراییهای نامشهود نیست. بنابراین هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین داراییهای نامشهود و عملکرد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای پاسخگویی به این نیاز است.
بیان مساله پژوهش
به گونه کلی، داراییهای شرکت به دو دسته داراییهای مشهود و داراییهای نامشهود تقسیم میشوند. تا دهه 1980، ارزش یک شرکت تا اندازه زیادی به ارزش داراییهای مشهود آن از قبیل ساختمانها و ماشینآلات بستگی داشت (چوی، 2007: 20). اما از اواسط دهه 1980 ارزش یک شرکت به ارزش داراییهای نامشهود آن از قبیل نوآوری، فناوری، منابع انسانی و مهارتها وابسته شد (کلونینگر، 2004: 126) مالکین و مدیران اجرایی شرکتها برای مدتهای زیادی تصور میکردند که کلید موفقیـت شرکـتها، کسـب داراییهای مشهود است، اما هم اکنون اهمیت داراییهای نامشهود را نیز درک کردهاند (لو، 1997). همچنین مهمترین بخش داراییها به شکل نامشهود هستند که در حدود 50٪ ارزش بازار شرکتهای بزرگ صنعتی و خدماتی را تشکیل میدهند (اسویبی، 1997: 12).
داراییهای نامشهود خود به دو دستـه منابـع و اموال تقسیـم میشـوند. اموال نامشهود به به داراییهای نامشهودی اطلاق میشود که زیر پوشش قانون قرار میگیرند مانند حق اختراع، حق امتیاز و علایم تجاری، درحالی که منابع نامشهود پیچیدهتر بوده و با اشخاص، روابط و سیستمها در ارتباط است. منابع نامشهود برخلاف اموال نامشهود، پویاتر بوده و ارزیابی صحیحی از آنها مشکلتر است (ایکس-کایو، 2009: 15، 16 و 17). مهمترین داراییهای یک شرکت، داراییهای نامشهود شامل منابع و اموال نامشهود هستند و مسئله در اندازهگیری داراییهای نامشهود، تعیین اثربخشی دارایـیهای نامشهودی است که معمولاً در ترازنامه و صورتهای مالی شرکت گزارش نمیشوند (آکیو، 2009: 1).
در هر صورت، چیزی که باعث موفقیت یک شرکت میشود، فقط داراییهای مشهودی نیستند که هر کس میتواند با پرداخت بهای آن، به موفقـیت دست یابد، بلکه اثـربخشی این نوع داراییها با داراییهای نامشهود است که آنها را قابل استفاده کرده و باعث موفقیت شرکت در دستیابی به اهداف نیز میشود (ایکس-کایو، 2009: 1).
با وجود این، در روشهای حسابداری سنتی، داراییهای نامشهود به اندازه کافی گزارش نمیشوند و این موضوع دلیل اصلی اختلاف شدید بین ارزش بازار یک شرکت و ارزش دفتری ثبت شده است (هندری و همکاران، 2008: 14). این در حالی است که صورتهای مالی یکی از مهمترین ابزارهای تحلیل وضعیت مالی شرکتها در بازارهای سرمایه امروزی هستند. به عنوان نمونه، لو (1997) نشان داد که بیـش از 40٪ از ارزش بـازار یک شـرکت متوسط، در ترازنامه ظاهر نمیشوند. در نتیجه، مدیران در یافتن اطلاعات لازم برای تعیین عملکرد یک شرکت، با مشکل مواجه خواهند شد. با توجه به اینکه ترازنامه یکی از مهمترین اجزای صورتهای مالی است، انتظار میرود ارزش یک شرکت را به نحو صحیح گزارش دهد و بتواند مبنایی برای ارزیابی عملکرد شرکت فراهم سازد. با این حال، گزارش اقلام نامشهود (الی و وایمایر، 1999 و گادفری و کوه، 2001) و یا عدم گزارش آن در ترازنامه (پنمن، 2009 و بلوم، 2009)، موضوع مورد مناقشه پژوهشگران بوده است. افزون بر این، حسابداری داراییهای نامشهود نسبت به داراییهای مشهود، مشکلات مهمی را در پی دارد. از جمله این مشکلات عدم اطمینان مربوط به منافع حاصـل از دارایـیهــای نامشهود و مـدت زمان این منـافع است (هوگکرون و نیوسفلا، 2000: 258). این عدم اطمینان بر تعیین ارزش حسابداری داراییهای نامشهود و همچنین تاثیر آنها بر ارزیابی عملکرد شرکت اثرگذار است.
معیارهای سنتی عملکرد حسابداری نیز مانند سود هر سهم، سود تقسیمی هر سهم و بازده حقوق صاحبان سهام اصولاً بر سرمایـه در گردش و دارایـیهای مشهود متمرکز هستند (ایکس-کایو، 2009: 3). همچـنین اصول حسابداری با سرمایههای فکری مانند تحقیق و توسعه به عنوان یک هزینه رفتار میکنند (به عنوان نمونه، استاندارد ملی حسابداری شماره 17؛ 1391: بند 33 و 44). افزون بر این، سیستمهای حسابداری فعلی به اندازه کافی ارزش واقعـی یـک شرکت را تعیین نمیکنند. به عنوان مثال، داراییهای فهرست شده در استاندارد ملی حسابداری شماره 17 (حسابداری داراییهای نامشهود) شامل ارزشیابی منابع انسانی یا سایر اشکال اموال فکری نمیشود، و در نتیـجه ارزیـابی عمـلکرد شرکت را با خطای جدی مواجه میسازد، زیرا سیستمهای حسابداری عملـکرد، مبتنی بر ارزیابی دارایـیهای مشهود هستند.
بنابراین، در جریان لحاظ نمودن داراییهای نامشهود و ارتباط آنها با اندازهگیری عملکرد شرکتها، مسالههای اصلی عبارتند از: 1) ارزش اقلام نامشهود برای مقاصد گزارشگری مالی چیست و چگونه باید اندازهگیری شوند، 2) آیا اصولاً باید داراییهای نامشهود را در صورتهای مالی افشا یا گزارش کرد؟، 3) چه اقلامی باید به عنوان اموال فکری و داراییهای نامشهود در ترازنامه شرکت منظور شوند؟، 4) اهمیت داراییهای نامشهود ثبت نشده در ارزیابی عملکرد شرکتها چیست؟ و 5) چگونه میتوان داراییهای نامشهود را برای ارزیابی عملکرد شرکت مدلبندی نمود؟ هدف اصلی این مطالعه، پاسخ به پرسشهای بالا است.
اهمیت پژوهش
این مطالعه از منظر یک مطالعه پژوهشی اهمیت نظری، عملی و اجتماعی دارد. به طور کلی این پژوهش مدارک تجربی مبتنی بر ارزش داراییهای نامشهود و ارتباط آن با عملکرد کلی شرکت را ارایه میدهد و اهمیت داراییهای نامشهود ثبت شده و ثبت نشده را در سازمان نیز نمایان سازد. نظر به اهمیت و نقش داراییهای نامشهود در سازمـان، این مطالعـه همچنین میتواند به عنوان زمینه مفیدی برای مطالعات آتی در این حوزه قلمداد گردد.
از منظر نظری، اگرچه اخیراً مطالعاتی در مورد روشهای متعدد ارزشیابی داراییهای نامشهود و رابطه آن با عملکرد مالی در سایر کشورها انجام شده است (فاما و فرنچ، 1992، 1995و لن و ماخیجا، 1996)، اما در ایران بحثهای محدودی در این زمینه صورت گرفته است. هیچ پژوهشی در ایران، به گونه جامع، رابطه بین شاخصهای نامشهود (کیو توبین- اضافه ارزش بازار نسبت به ارزش دفتری- ارزش نامشهودهای ثبت شده- اموال فکری) و عملکرد مالی (بازده داراییها- بازده حقوق صاحبان سهام- بازده سرمایهگذاری و سود خالص) و عملکرد اقتصادی (ارزش افزوده اقتصادی- ارزش افزوده بازار) را مورد بررسی قرار نداده است. به منظور مطالعه دقیق و تجربی ارزشیابی داراییهای نامشهود و افزایش دانش نسبت به این نوع داراییها و ارتباط آنها با عملکرد شرکتها، انجام این پژوهش ضروری به نظر میرسد.
از منظر عملی، بسیاری از مدیران و حسابـداران دریافتهاند که ترازنامـه معمولاً ارزش داراییهای نامشهود را به گونه کامل منعکس نمیکند (ایکس-کایو، 2009: 7). اگر آنها بتوانند روشی برای ارتباط ارزش داراییهای نامشهـود به عملکرد شرکت بیابند، میتوانند داراییهای نامشهود خود را بهتر مدیریت نموده و تصمیمات مطلوبتری نیز اتخاذ کنند.
از منظر اجتماعی، پژوهش حاضر میتواند اثرات مثبتی بر تصمیمهای مدیریتی مانند تحصیل دانش، توزیع اطلاعات، تفسیر اطلاعات و حافظه سازمانی داشته و ممکن است برای رشد و توسعه کارکنان نیز مطلوب باشد (هابر، 1991). این رشد و توسعه میتواند منجر به افزایش رضایـت شغلی و از دست ندادن کارکنان کلیدی نیز شود. همه این موارد برای شرکتها و به طور کل برای جامعه مفید خواهند بود. از سوی دیگر، این مطالعه با بررسی تاثیر داراییهای نامشهودی چون علایم تجاری بر عملکرد میتواند توجه مدیران را به مسئولیتهای اجتماعی شرکت در قبال تحصیـل و نگهداری داراییهای نامشهود شرکت نیز جلب کند.
اهداف پژوهش
با توجه به سوالهای مطرح شده در بخشهای پیشین، اهداف این مطالعه به شرح زیر است:
بررسی اهمیت گزارشگری داراییهای نامشهود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران،
اندازهگیری اقلام "نامشهود ثبت نشده" شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با توجه به ارزش بازار این شرکتها،
بررسی تاثیر ارزش اقلام "نامشهود ثبت نشده" بر عملکرد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران،
بررسی تاثیر داراییهای "نامشهود ثبت شده" بر عملکرد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران،
ارائه پیشنهادهایی در خصوص شناسایی و یا عدم شناسایی اقلام نامشهود و اصلاح عملیـات گزارشـگری شـرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.
مدلبندی رابطه بین داراییهای نامشهود و عملکرد به منظور پیشبینی عملکرد.
این اهداف هم برای کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و هم برای هر صنعت دنبال خواهد شد.
سوالهای پژوهش
هدف اصلی این مطالعه بررسی رابطه بین اقلام نامشهود و عملکرد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این راستا، اثر داراییهای نامشهود ثبت شده در ترازنامه و ارزش نامشهود شرکت با استفاده از متغیرهای تشریح شده (مشابه پژوهشهای چـوی و همکـاران،2000- چوی، 2007- ایکسکایو، 2009- بن براهیم و بن عرب، 2011)، بر عملکرد شرکتها بررسی خواهد شد. از آنجایی که اقلام نامشهود همانند دارایـیهای مشهـود برای یک شـرکت ارزش ایجاد میکنند، یکی دیگر از اهداف مطالعه حاضر بررسی نحوه ارایه ارزش این اقلام در صورتهای مالی شرکتها است.
نظر به اینکه یکی از مسایل مهم مربوط به داراییهای نامشهود، رابطه این اقلام با عملکرد شرکت است، برای بررسی بیشتر این مسئله، این مطالعه ابتدا به بررسی داراییهای نامشهود گزارش شده و همچنین داراییهای نامشهود ثبت نشده در ترازنامه شرکتها میپردازد و سپس تاثیر این روشها را روی عملکرد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد واکاوی قرار میدهد. برای بررسی تاثیر داراییهای نامشهود ثبت نشده در ترازنامه، از روشهـای مبتنی بر ارزش بازار نظیر نسبــت ارزش بازار به دفـتری و کیـو توبیـن استفاده میشود. در این رابطه، سوالات کلی زیر مطرح میگردند:
رابطه بین داراییهای نامشهود ثبت شده و عملکرد مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران چیست؟
رابطه بین داراییهای نامشهود ثبت شده و عملکرد اقتصادی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران چیست؟
رابطه بین داراییهای نامشهود ثبت نشده و عملکرد مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران چیست؟
رابطه بین داراییهای نامشهود ثبت نشده و عملکرد اقتصادی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران چیست؟
چگونه میتوان رابطه بین داراییهای نامشهود ثبت شده و عملکرد مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مدلبندی نمود؟
چگونه میتوان رابطه بین داراییهای نامشهود ثبت شده و عملکرد اقتصادی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مدلبندی نمود؟
چگـونه میتـوان رابـطه بین داراییهای نامشهود ثبت نشده و عملکرد مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مدلبندی نمود؟
چگونه میتوان رابطه بیـن دارایـیهای نامشـهود ثبت نشده و عملکرد اقتصادی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مدلبندی نمود؟
فرضیههای پژوهش
این مطالعه به دنبال مبانی نظری و پیشینه پژوهش، که در فصلهای 2 و 3 ارایه خواهد شد، در پی بررسی اثر داراییهای نامشهود بر عملکرد و روابط متقابل بین این دو متغیر است. بدین منظور مبلغ اموال فکری و داراییهای نامشهود ثبت شده به عنوان داراییهای نامشهود ثبت شده در نظر گرفته میشود. با توجه به اهمیت اموال فکری، حق امتیاز تولید محصولات، دانش فنی ساخت محصولات، پتنت دارو، حق ثبت دارو و نرم افزارهای تولیدی بنا به شرایط افشا به عنوان اموال فکری در نظر گرفته میشوند. همچنین اضافه ارزش بازار نسبت به ارزش دفتری و کیو توبین شرکـت به عنوان اقلام نامشهود ثبت نشده در نظر گرفته میشوند. سود خالص به عنوان یک شاخص عملکرد در این پژوهش استفاده میشود. سودآوری مهمترین معیار مالی یک شرکت در طی یک دوره زمانی است (ایکسکایو، 2009: 53). از نسبتهای بازده حقوق صاحبان سهام، بازده داراییها و بازده سرمایهگذاری شده به عنوان شاخصهای مالی عملکرد و از ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار به عنوان شاخصهای اقتصادی عملکرد استفاده شد. تحلیل اضافی برای بررسی روابط متقابل بین متغیرهای مستقـل و وابستـه نیز انجام خواهد شد. به منظور پاسخ به سـوالهای مطرح شده در قسمتهای قبل، فرضیههای زیر عنوان میگردد:
الف) فرضیههای مربوط به داراییهای نامشهود ثبت شده و عملکرد مالی
مبانی فرضیهها در فصل سوم مورد بحث قرار خواهد گرفت و در اینجا فرضیههای آماری تنها به صورت خلاصه عنوان میشوند.
فرضیه اول: رابطه معناداری بین داراییهای نامشهود ثبت شده و سود خالص شرکت وجود دارد.
فرضیه دوم: رابطه معناداری بین داراییهای نامشهود ثبت شده و بازده حقوق صاحبان سهام شرکت وجود دارد.
فرضیه سوم: رابطه معناداری بین داراییهای نامشهود ثبت شده و بازده داراییهای شرکت وجود دارد.
فرضیه چهارم: رابطه معناداری بین داراییهای نامشهود ثبت شده و بازده سرمایهگذاری شده شرکت وجود دارد.
فرضیه پنجم: رابطه معناداری بین اموال فکری و سود خالص شرکت وجود دارد.
فرضیه ششم: رابطه معناداری بین اموال فکری و بازده حقوق صاحبان سهام شرکت وجود دارد.
فرضیه هفتم: رابطه معناداری بین اموال فکری و بازده داراییها شرکت وجود دارد.
فرضیه هشتم: رابطه معناداری بین اموال فکری و بازده سرمایهگذاری شده شرکت وجود دارد.
ب) فرضیههای مربوط به داراییهای نامشهود ثبت شده و عملکرد اقتصادی
فرضیه نهم: رابطه معناداری بین داراییهای نامشهود ثبت شده و ارزش افزوده اقتصادی شرکت وجود دارد.
فرضیه دهم: رابطه معناداری بین داراییهای نامشهود ثبت شده و ارزش افزوده بازار شرکت وجود دارد.
فرضیه یازدهم: رابطه معناداری بین اموال فکری و ارزش افزوده اقتصادی شرکت وجود دارد.
فرضیه دوازدهم: رابطه معناداری بین اموال فکری و ارزش افزوده بازار شرکت وجود دارد.
ج) فرضیههای مربوط به داراییهای نامشهود ثبت نشده و عملکرد مالی
فرضیه سیزدهم: رابطه معناداری بین کیو توبین و سود خالص شرکت وجود دارد.
فرضیه چهاردهم: رابطه معناداری بین کیو توبین و بازده حقوق صاحبان سهام شرکت وجود دارد.
فرضیه پانزدهم: رابطه معناداری بین کیو توبین و بازده داراییهای شرکت وجود دارد.
فرضیه شانزدهم: رابطه معناداری بین کیو توبین و بازده سرمایهگذاری شده شرکت وجود دارد.
فرضیه هفدهم: رابطه معناداری بین اضافه ارزش بازار نسبت به ارزش دفتری و سود خالص شرکت وجود دارد.
فرضیه هجدهم: رابطه معناداری بین اضافه ارزش بازار نسبت به ارزش دفتری و بازده حقوق صاحبان سهام شرکت وجود دارد.
فرضیه نوزدهم: رابطه معناداری بین اضافه ارزش بازار نسبت به ارزش دفتری و بازده داراییهای شرکت وجود دارد.
فرضیه بیستم: رابطه معناداری بین اضافه ارزش بازار نسبت به ارزش دفتری و بازده سرمایهگذاری شده شرکت وجود دارد.
د) فرضیههای مربوط به داراییهای نامشهود ثبت نشده و عملکرد اقتصادی
فرضیه بیست و یکم: رابطه معناداری بین کیو توبین و ارزش افزوده اقتصادی شرکت وجود دارد.
فرضیه بیست و دوم: رابطه معناداری بین کیو توبین و ارزش افزوده بازار شرکت وجود دارد.
فرضیه بیست و سوم: رابطه معناداری بین اضافه ارزش بازار نسبت به ارزش دفتری و ارزش افزوده اقتصادی شرکت وجود دارد.
فرضیه بیست و چهارم: رابطه معناداری بین اضافه ارزش بازار نسبت به ارزش دفتری و ارزش افزوده بازار شرکت وجود دارد.
تمام فرضیههای بالا هم در سطح کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس به طور کلی و هم در سطح هر گروه از صنایع تعریف شده مورد بررسی قرار گرفت.
روش انجام پژوهش
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین داراییهای نامشـهود ثبـت شده و ثبت نشده و تاثیر آنها بر عملکرد مالی و اقتصادی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران است. بنابراین پژوهـش حاضر کاربـردی بوده و از نـوع پژوهشهای شبه تجربی است. این نـوع پژوهش زمانی استفاده میشود که پژوهشگر بر متغیرهای مستقل هیچ نوع کنترلی نداشته و همچنین قادر به انتخاب تصادفی آزمودنیها نیز نیست (اسمیت،2003 ؛115). از این روش زمانی استفاده میشود که دادهها از محیطی که به گونهی طبیعی وجود داشته فراهم شود یا از واقعهای که بدون دخالت مستقیم او رخ داده است بوجود آمده باشد (عبدالخلیق و آجینکیا، 1389: 39) شرح کامل روش پژوهش در فصل 3 انجام خواهد شد.
1-7-1- جامعه و نمونه آماری
جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. دوره مورد بررسی شامل 12 سال اخیر (از سال 1380 تا 1391) است.
در این مطالعه، با توجه به ماهیت پژوهش، کل جامعه آماری مورد بررسی قرار خواهد گرفت. به منظور تفسیر بهتر نتایج، شرکتهای مورد بررسی با توجه به شرایط زیر انتخاب شدند:
1- تا پایان اسفند ماه 1380 در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده باشند و به منظور همگن بودن نمونه، سال مالی آنها منتهی به پایان اسفند ماه باشد.
2- شرکت حداقل در یکی از سالهای فعالیت، دارای داراییهای نامشهود (و یکی از اموال فکری تعریف شده شامل حق امتیاز، علایم تجاری یا حق انتشار) بوده و مبلغ آن را نیز به صورت ریالی افشا کرده باشد.
3- جهت مقایسه نتایج، در دوره مورد بررسی شرکتها نباید سال مالی خود را تغییر داده باشند.
4- به منظور نتیجهگیری صحیح، شرکت مورد نظر طی دوره مورد بررسی فعالیت مستمر داشته و ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام آن در هیچ سالی منفی نباشد.
5- اطلاعات مورد نیاز برای انجام پژوهش در دوره مورد بررسی در منابع موجود و در دسترس، به طور کامل ارائه شده باشد.
در این مطالعه، با توجه به ماهیت پژوهش و به منظور افزایش روایی پژوهش، کل جامعه آماری مورد بررسی قرار خواهد گرفت. بنابراین، هیچگونه نمونهگیری بعمل نخواهد آمد.
1-7-2- روش گردآوری دادهها
متغیرهای مستقل این پژوهش، داراییهای نامشـهود هستند که به دو گروه طبقهبندی شدند: 1) دارایـیهای نامشهـود ثبـت شده، شامل اموال فـکری و دارایـیهای نامشهود که دادههـای مربـوط به آن از متـن صورتهـای مالی منتشر شده استـخـراج خواهـد شـد و 2) داراییهای نامشهود ثبت نشده، که این اقلام با استفاده از شاخصهایی مانند شاخصهای اقلام نامشهود از نوع نسبت و شاخصهای اندازه ارزشیابی میشوند. متغیرهای وابسته مورد مطالعه در این پژوهش شامل برخی از شاخصهای مهم مالی عملکرد- بازده داراییها، بازده حقـوق صاحـبان سهام، بازده سرمایهگذاری شـده و سـود خالص- و همچنین برخی از شاخصهای اقتصادی عملکرد- ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده بازار- هستند. همچنین نوع صنعت، اندازه شـرکت و اهرم مـالی شرکت به عنـوان متغیرهای کنترلی در نظر گرفته میشوند
دادههای مربوط به محاسبـه متغیرهای مستقل، وابسته و کنترلی از اطلاعـات مندرج در متن صورتهای مالی و همچنین یادداشتهای همراه صورتهای مالی شرکتهای مورد بررسی استخراج شده است. از سایت رسمی سازمان بورس و اوراق بهادار، سایت رسمی مدیریت پژوهش، توسعه و مطالعات اسلامی سازمان بورس و اوراق بهادار، نرمافزارهای رایج مالی شامل گزارش سهام و دنا سهم و همچنین سیستم جامع اطلاعرسانی ناشران (شبکه کدال) برای گردآوری دادههای مورد نیاز استفاده شد.
1-7-3- روش تجزیه و تحلیل دادهها
در ابتدا دادههای مربوط به متغیرهای مستقل، وابسته و کنترلی از اطلاعات مندرج در صورتهای مالی شرکتهای مورد بررسی استخراج میشود. سپس با استفاده از نرمافزار EXCEL نسخه2010، دادههای لازم محاسبه و برای تحلیل بیشتر و انجام آزمون فرضیهها از نرمافزارStatistics IBM SPSS نسخه 21 استفاده میگردد. همچنین به منظور انجام تحلیلهای اضافی از نرمافزار SmartPLS نسخه 2 استفاده میشود. پس از بیان آمار توصیفی با استفاده از آمارههایی چون میانگین، کمینه، بیشینه و انحراف معیار، برای بررسی فرضیات از آزمون تحلیل واریانس، ضریب همبستگی جزئی، رگرسیون سلسله مراتبی و آزمونهای معناداری F و t استفاده خواهد شد.
متغیرهای پژوهش
متغیرهای مستقل این پژوهش، داراییهای نامشـهود هستند. این داراییها به دو گروه داراییهای نامشهود ثبت شده و ثبت نشده تقسیم بندی شده و مورد آزمون قرار گرفتند. همچنین متغیرهای وابسته این پژوهش، معیارهای عملکرد هستند. معیارهای عملکرد نیز شامل معیارهای مالی و معیارهای اقتصادی هستند. تشریح متغیرهای مستقل، وابسته و کنترلی و نحوه محاسبه آنها در فصل سوم ارائه شده است.
استفادهکنندگان از نتایج پژوهش
با توجه به موضوع پژوهش، مهمترین استفادهکنندگان از نتایج این پژوهش را میتوان به شرح زیر برشمرد:
شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار
کمیته تدوین استانداردهای حسابداری ایران
جامعه حسابداران رسمی ایران
سازمان بورس اوراق بهادار
سرمایهگذاران در شرکتها
سایر استفادهکنندگان از صورتهای مالی شرکتها
تعریف واژههای کلیدی
1-10-1- داراییهای نامشهود: به‌ یک‌ دارایی‌ غیرپولی‌ و فاقد ماهیت‌عینی‌ اطلاق‌ می‌شود که‌:
الف‌. به‌ منظور استفاده‌ درتولید یا عرضه‌ کالاها یا خدمات‌، اجاره‌ به‌ دیگران‌ یا برای‌ مقاصد اداری‌ توسط‌ واحد تجاری‌ نگهداری‌ می‌شود،
ب‌. با قصد استفاده‌ طی‌ بیش‌ از یک‌ دوره‌ مالی‌ توسط‌ واحد تجاری‌ تحصیل‌ شده‌ باشد، و
ج‌. قابل‌ تشخیص‌ باشد (استاندارد ملی حسابداری شماره 17؛ 1391: بند 4).
1-10-2- اموال فکری: جزء مشهودتر سرمایه فکری هستند که ممکـن است آسانتـر از اکثر دارایـیهای نامشـهود مربوط به سرمـایه فکری ارزیابـی شود و شـامل حقامـتیازهـا، حقانتشارها، علایم تجاری، طرحها، فرمولها و شبیه آن است (بولن و همکاران، 2005: 1162)
1-10-3-کیو توبین: نسبت بین ارزش بازار و ارزش جایگزینی یک دارایی فیزیکی است. صورت کسر، ارزشیابی بازار دارایی است یعنی قیمتگذاری در بازار برای تبادل داراییهای موجود. و مخرج کسر، بهای جایگزینی یا بهای تولید مجدد است، یعنی قیمت در بازار برای محصول تولید شده جدید. این نسبت به گونه قابل ملاحظهای اهمیت اقتصاد کلان و مفید بودن را به عنوان پیوند بازارهای مالی و بازارهای کالاها و خدمات در نظر میگیرد (توبین و برینارد، 1977: 235).
1-10-4- ارزش افزوده اقتصادی: معیار عملکردی است که پس از در نظر گرفتن هزینه سرمایه به طور کامل (شامل هزینه فرصت استفاده از حقوق صاحبان سهام) محاسبه میشود یا برابر با سودهای عملیاتی منهای هزینههای سرمایههایی است که برای ایجاد آن بکار گرفته شده است (دیجاگر، 2008: 64)
ساختار پژوهش
در فصل اول کلیات پژوهش شامل مقدمه، بیان مسأله، اهمیت و اهداف پژوهش، سوالها و فرضیهها، روش پژوهش، متغیرهای پژوهش، استفادهکنندگان از نتایج، تعریف واژگان کلیدی و در انتها نیز ساختار پژوهش ارایه شد.
در فصل دوم، مبانی نظری و پیشینه پژوهش ارایه خواهد شد. این فصل شامل دو بخش است. در بخش اول که مربوط به مبانی نظری است، تاریخچه داراییهای نامشهود و اهمیت این داراییها، ماهیت داراییهای نامشهود، روشهای ارزیابی داراییهای نامشهود و الزامات گزارشگری مربوط به این داراییها و رابطه این نوع داراییها با عملکرد شرکت با توجه به تئوری مبتنی بر منابع توضیح داده میشود. و در بخش دوم ، پیشینه پژوهش و نتایج مطالعات صورت گرفته در دو بخش پژوهشهای داخلی و خارجی مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.
در فصل سوم روش انجام پژوهش بحث میشود. فرضیههای پژوهش و مبانی اندازه گیری متغیرها تشریح و سپس جامعه و نمونه آماری، منابع تهیه اطلاعات و روشهای آماری مورد استفاده، جهت تجزیه و تحلیل بیان میگردد.
فصل چهارم به تجزیه و تحلیل اطلاعات اختصاص یافته است. پس از بیان آمار توصیفی، نتایج آزمون نرمال بودن دادهها و ضرایب همبستگی گزارش شده و نتایج حاصل از آزمونهای فرضیهها ارایه میشود. نتایج حاصل از تحلیلهای اضافی در انتهای این فصل ارائه شده است.
در فصل پنجم، نتایج و یافتهها ارایه و ارزیابی میشود. پس از بحث و نتیجهگیری، پیشنهادهای پژوهش، و پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی، محدودیتهای احتمالی در تعمیم نتایج و استفادهکنندگان نتایج این پژوهش نیز مطرح میشود.

فصل دوممبانی نظری و پیشینه پژوهشمقدمه
شرکتها صرف نظر از اندازه، چه بزرگ و چه کوچک داراییهایی را در اختیار دارند. این داراییها میتوانند مشهود و یا نامشهود باشند. داراییهای مشهود مانند اثاثه، ماشینآلات و تجهیرات، ساختمان و غیره و داراییهای نامشهود مانند حق امتیازها، فرمولها و داراییهایی از این قبیل میباشند. اما شرکـتها مالـک دارایـیهای دیگـری نـیز هستند که به راحتی قابل اندازهگیری و ثبت در دفاتر نیستند. انعطاف در تولید محصول جدید، کیفیت محصول، تصور عمومی از شرکت و قراردادها با تامینکنندگان خاص نمونهای از این نوع داراییها هستند (کوهن، 2005: 1).
در تئوریهای حسابداری، بحث داراییهای نامشهود یکی از مشکلترین مطالب مورد بررسی است و این اشکال تا حدی به آن سبب به وجود میآید که نمیتوان در مورد این اقلام تعریف قابل قبولی ارائه کرد و بخش عمده آن هم به سبب پدیده عدم اطمینانی است که در رابطه با تعیین ارزش و برآورد عمر مفید این نوع داراییها وجود دارد (هندریکسون و ونبردا، 1991: 606).
در این فصل ابتدا در مورد ماهیت داراییهای نامشهود، سپس تاریخچه داراییهای نامشهود و اهمیت این نوع داراییها، روشهای ارزیابی داراییهای نامشهود و الزامات گزارشگری مربوط به این داراییها بحث میشود. در ادامه، رابطه این نوع داراییها با عملکرد شرکتها با توجه به دیدگاه مبتنی بر منابع توضیح داده خواهد شد. بخش پایانی این فصل مربوط به مرور پژوهشهای داخلی و خارجی مهم در مورد داراییهای نامشهود میباشد.
مبانی نظری
در این بخش، اجزاء مبانی نظری به صورت زیر ارائه میشوند:
تاریخچه داراییهای نامشهود و اهمیت این داراییها
داراییهای نامشهود از سالهای بسیار دور وجود داشتهاند. نخستین ساکنین غارهای ماقبل تاریخ، نوعی از دانش فوقالعاده ارزشمند (برپا کردن آتش) را دارا بودند. این دانش یک نوع چگونگی انجام کار است که خود دارایی نامشهود است. جوامع اولیه کشاورزی که در آن افراد به کشاورزی اشتغال داشتند نیز، دارای سرمایه سازمانی ارزشمندی بودند. تلاشهای جمعی این افراد یک دارایی نامشهود را ایجاد کرده بود. همچنین افرادی که الفبا، تقویم و یا سیستم اعداد را ابداع کردهاند، نخستین سرمایهگذاران داراییهای نامشهود بسیار مهمی بودهاند (کوهن، 2005: 9).
با گذشت زمان محیط اقتصادی سنتی با ثباتی شکل گرفت که سرمایه فیزیکی و نیروی کار عوامل اصلی تولید بودند. اقتصاد در قرنهای 19، 20 و 21 به ترتیب بر مبنای کشاورزی، صنعت و دانش بنا شد. در حسابداری، از دهه 1840 تا اوایل دهه 1980 ارزش یک شرکت از طریق داراییهای مشهودی بدست میآمد که در ترازنامهها گزارش میشدند (ایکسکایو، 2009: 20). در اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1900 میلادی بسیاری از شرکتها، به ویژه شرکتهای در سطح جهانی، دریافتند که مهمترین مساله در راستای سودآوری و کسب و کار آنها، رقابت، به ویژه رقابت در سطح جهانی، بود (نمازی،1391: 16). با تغییر وضعیت و جهانیسازی، قانونزدایی و فناوریهای اطلاعات و ارتباطات جدید، محیط اقتصادی نامطمئن و متلاطمی را ایجاد کرده که رقابت در آن شدید است و شرکتها تنها با نوآوری و رسیدن به مزیت رقابتی میتوانند ادامه حـیات دهند. با افزایـش رفاه افراد در محیطی این چنین، مصرفکنندگان در تشخیص محصولات و کیفیت آنها خبره و ماهر شدهاند و استراتژیهای مبتنی بر رقابت قیمتی در این محیط دیگر کارآ نیست و شرکتها برای تمایز و نوآوری در محصولات و کسب و نگهداری سهم بازار باید بر استراتژیهای غیر قیمتی تاکید کنند. این تاکید باعث شده که اقلام غیرمادی، نامشهودها و دانش جزیی از عوامل موفقیت شرکتها شدند. در این حالت، شرکتها تنها زمانی میتوانند به مزیت رقابتی پایدار دسترسی یابند که توانایی تمایز محصولات خود را توسعه دهند و منبع تغذیه این توانایی، منابع نامشهود است (هال، 1992: 135). مهمترین عامل در گذار از این دوره، تغییر فلسفه مدیران بود تا بتوانند عوامل مهم به وجود آمده را با یکدیگر تطبیق دهند (نمازی، 1391: 17). در حالی که ثروت در قرن بیستم از داراییهای مشهود حاصل میشد، در قرن بیست و یکم، از داراییهای نامشهود حاصل میشود (دراکر، 1994: 69).
در حال حاضر رشد سرمایهگذاریها در داراییهای نامشهود روزافزون است. طبق برآوردهای انجام شده سرمایهگذاری در این داراییها، به طور مثال در آمریکا، تقریباً معادل سرمایهگذاری در داراییهای مشهود و برابر با 1 ترلیون دلار در سال است (لو، 2002: 35). همچنین در ژاپن نیز سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود در سالهای 2001 تا 2005 بیش از 85% رشد داشته است. این سـرمایهگذاریها محـرک مهمی در رشد شرکت هستند، به طوری که در سالهای مذکور در ژاپن باعث 15% رشد در این شرکتها شده است (التیویجری، 2009: 27).
ماهیت داراییهای نامشهود
واژه نامشهود از ریشه لاتین tangere گرفته شده و به معنی "لمس کردن" است. از این رو، دارایی نامشهود نوعی دارایی است که نمیتوان آن را به دلیل آنکه فاقد ماهیت فیزیکی هستند، لمس کرد(هندریکسون و ونبردا، 1991: 607).
فرهنگ لغت دانشگاهی وبستر دارایی را نیز به عنوان "تمام مالکیت یک شخص، انجمن، شرکت یا ماترک قابل استفاده یا موضوعی برای پرداخت بدهیها یا به عنوان یک مزیت یا یک منبع" تعریف میکند. در اعلامیههای اصلی هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی (FASB) یک دارایی به عنوان "منافع اقتصادی محتمل آتی که توسط یک واحد تجاری خاص بدست آمده یا کنتـرل شده باشد و ناشـی از عملـیات یا رویـدادهای گذشته باشد"، تعریف شده است. بنابراین بر اساس تعریف فرهنگ لغت و همچنین تعریف حسابداری، برای اینکه یک قلم، دارایی محسوب شود، نیازی نیست که ذاتاً دارایی مشهود باشد (کوهن، 2005: 9).
تمامی واحدهای تجاری، دو نوع دارایی قابل لمس (مشهود) و همچنین غیرقابل لمس (نامشهود) دارند. نوعی از دارایی را که قابل دیدن، احساس، خرید و فروش است، دارایی مشهود نامیده میشود. هر چیزی غیر از این دارایی نامشهود قلمداد میشود(کوهن، 2005: 9 و 10). واژههای دارایـیهای نامشـهود، اموال فـکری، منابع نامشـهود، فعالیـتهای نامشـهود و سرمایهگذاریهای نامشهود در متون مختلف مالی، اقتصادی و مدیریتی به عنوان مترادف یکدیگر نیز بکار میروند (کریستند و بونتیس، 2007: 1516). به منظور بررسی این داراییها در این مطالعه، از واژه "داراییهای نامشهود" استفاده میشود. داراییهای نامشهود, هزینههای انتقالی مربوط به خدمات هستند و زمانی به وجود میآیند که وجوه نقد (یا معادل آن) برای کسب آن خدمات به مصرف برسد. این واقعیت که میتوان برای یک دارایی نامشهود نام مشخصی را در نظر گرفت، موید این است که آن قلم دارایی قابل تعریف (دارای هویت جداگانه) است. همچـنین داراییهای نامشـهود به عنـوان داراییهای ثابت با ماهیتی نامشهود تعریف میشوند. در این حالت، داراییهای نامشهود با تکیه بر ماهیت غیرعینی و غیر پولی آنها تعریف میشوند (استاندارد ملی شماره 17، 1389: بند 7).
مالی
اموال فکری
غیرقابل شناسایی
پیش دارایی
قابل شناسایی
نامشهود
شکل 2-1- انواع داراییهای شرکت (کوهن، 2005: 10)
مشهود
کوهن (2005: 10) داراییهای نامشهود را به دو دسته "داراییهای قابل شناسایی" و "غیرقابل شناسایی" تفکیـک میکند. اقلام نامشهود قابل شناسایی معمولا برای مالکیت یا کنترل،‌ شفافتر بوده و شامل اموال فکری از قبیل حق ثبتها، حق امتیازها، علایم تجاری و رازهای تجاری است (کوهن،2005: 11). در حالی که اقلام نامشهود غیرقابل شناسایی، داراییهایی هستند که حداقل تا زمان معامله، مخفی میمانند و مانند سرقفلی و سرمایه انسانی معمولا در نتیجه سرمایه خاص شرکت حاصل میشوند (کوهن، 2005: 23).
شکل شماره 2-1 طبقهبندی داراییها را از منظر این پژوهش نشان میدهد. طبق این شکل، داراییهای مشهود با داراییهای نامشهود در ارتباط هستند. همپوشی بین داراییهای مشهود و نامشهود نشان داده شده در شکل 2-1 به همین دلیل است. به عنوان مثال حق ثبت با بسیاری از کالاهای بادوام در ارتباط است. شکل شماره 2-1 پیشداراییها و داراییهای مالی را نیز نشان میدهد. داراییهای مالی (از قبیل وجه نقد و معادلهای وجه نقد) نیز نامشهود هستند، اگرچه برخی اوقات توسط داراییهای فیزیکی تضمین شدهاند. اقلامی که طبق استانداردهـای حسابداری شرایط مطابقـت با دارایی را نداشته و از طرفی دارای برخی از ویژگیهای دارایی باشند، "پیشدارایی" نامیده میشود (کوهن، 2005: 62).
هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی (FASB) در بیانیه استاندارد حسابداری مالی (شماره 141: 2001) داراییهای نامشهود را بر مبنای 5 گروه طبقهبندی نموده است: 1) داراییهای نامشهود مرتبط با بازار مانند علایم تجاری، 2) داراییهای نامشهود مرتبط با مشتـری مانـند لیسـت مشتریان، 3) داراییهای نامشـهود مرتبـط با هنـر مانـند عکـسهـا، 4) داراییهای نامشهود مبتنی بر قراردادها مانند اجازه ساخت و 5) داراییهای نامشهود مبتنی بر فناوری مانند نرمافزار یارانهای.
روشهای ارزیابی داراییهای نامشهود
بحث ارزیابی داراییهای نامشهود در حسابداری، به ویژه در حسابداری مدیریت، نه تنها در تئوری بلکه در عمل رو به رشد است. ارزیابی داراییهای نامشهود به شرکتها کمک میکند که این داراییها به اهداف شرکت ارتباط داده شده و شرکتها را در مزیت رقابتی قرار دهد. همچنین این ارزیابی به مدیران و سرمایهگذاران کمک میکند که درک مناسبی از نحوه ایجاد ارزش در شرکت داشته و با اخذ تصمیمهای مناسب، در ایجاد فضای مناسب کسب و کار بکوشند (ایکسکایو، 2009: 19). در این میان، از بررسی نحوه ارتباط داراییهای نامشهود با عملکرد غفلت شده است. برای بررسی این ارتباط، اولین گام ارزیابی داراییهای نامشهود است.
پژوهشگران بسیاری (از جمله مولر،2009؛ باکار و همکاران،2010؛ بنبراهیم و بنعرب، 2011) کوشیدهاند تا روشهای مناسبی جهت ارزیابی داراییهای نامشهود ارائه دهند. مجموعه این روشها را میتوان در سه گروه ارزیابیهای مبتنی بر نسبت، ارزیابیهای مبتنی بر اندازه و ارزیابیهای ترکیبی تقسیمبندی نمود. صرف نظر از نقاط قوت و ضعف هر روش و وجود بعضی از روشهای کیفی در ارزیابی این داراییها، هیچ یک از این روشها دارای روایی و پایایی مناسبی برای تعمیم و استفاده در کشورهای مختلف جهان نبوده است (ایکسکایو، 2009: 25).
روشهای ارزیابی مبتنی بر نسبت
در این روش دو نسبت عمده وجود دارد: 1) نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری و 2) نسبت کیوتوبین.
الف) نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری: انتخاب این متغیر بر پایه تئوری نسبت ارزش بـازار به ارزش دفـتری قرار دارد. در این تئـوری، چنین استـدلال میشود که چون همه داراییها، چه مشهود و چه نامشهود، موجب ایجاد وجه نقد میشوند، بنابراین یک بازار منطقی باید ارزش داراییهای نامشهود را همانند داراییهای مشهود از قبیل اموال، ماشینآلات و تجهیزات، شناسایی کند (ایکسکایو، 2009: 25). با توجه به اینکه نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری میتواند در پیشبینی بازده سرمایهگذاری نیز استفاده شود (فاما و فرنچ، 1995) و ارزش بالاتر داراییهای نامشهود با بازدههای مورد انتظار آتی بالاتر در یک بازار سهام مرتبط است (ژانگ، 2003)، این متغیر به عنوان یکی از شاخصهای داراییهای نامشهود نیز مطرح است اما به دلیل همپوشانی با اضافه ارزش بازار نسبت به ارزش دفتری، تنها از مقدار این متغیر و نه نسبت آن در این پژوهش استفاده میشود. فامـا و فرنـچ (1992 و 1995)، لن و ماخیجا (1996)، ژانگ (2003)، ایکسکایو (2009) نیز از این متغیر در پژوهش خود استفاده نمودهاند.
ب) نسبت کیوتوبین: نسبت کیو توبین، تفاوت بین سرمایهای کردن ارزش بازار یک شرکت و بهای جایگزینی داراییهای شرکت است. این تفاوت برآورد بازار از ارزش داراییهای نامشهود شرکت است، یعنی در برگیرنده مبلغی است که بازار تمایـل به پرداخــت بیشتـر نسبـت به داراییهای فیزیکی شرکت دارد (ایکسکایو، 2009: 45). انواع رایج نحوه محاسبه این نسبت عبارت است از: کیوی استانـدارد، کیـوی لیندنبرگ و راس، کیـوی لیندنبـرگ و راس تعـدیل شده، کیوی لیوایلن و بادرنت و کیوی چانگ و پرویت. این رویههای مختلف محاسبه برای تصحیح صورت و مخرج کسر کیو توبین در نظر گرفته میشود. این اصلاحات صحت کیو توبین را به عنوان معیاری برای اندازهگیری داراییهای نامشهود بهبود میبخشد، اما موجب افزایش پیچیدگی محاسبات غیر ضروری نیز میشوند که کاربرد این نسبت را محدود میکـند (لـیوایلن و بادرنت، 1997). این معیار نیز به طور وسیعی نیز برای اندازهگیری ارزشهای نامشهود شرکت، از قبیل تحقیق و توسعه و حقوق مربوط به علایم تجاری، در پژوهشهای مالی و اقتصادی استفاده شده است (شین، 2009). استفاده از کیو توبین برای اندازهگیری ارزش نامشهودها بر مبنای این فرض است که در حالت تعادل بلندمدت، ارزش بازار یک شرکت باید برابر با ارزش جایگزینی داراییهای فیزیکی باشد که مقدار کیو نزدیک به یک میشود. مقدار بیشتر از یک نشاندهنده یک منبع ارزش است که اندازهگیری نشده است که به طور کلی به ارزش نامشهودهای ایجاد شده توسط شرکت اختصاص دارد (بیهارادواج و همکاران، 1999). افزون بر این، یکی از کاربردهای این نسبت بررسی رابطه حقوق مالکیت و ارزش شرکـت است و این نسبــت میتوانـد به عنوان نماینـدهی ارزش شـرکت بـرای سـرمایهگذاران باشد (نمازی و زراعتگری، 1388: 233). لـیوایلن و بادرنت (1997)، نمـازی و زراعتگری (1388)، چـوی و همکـاران (2000 و 2007) و ایکسکایو (2009) نیز از این متغیر در پژوهش خود استفاده کردهاند.
روشهای ارزیابی مبتنی بر اندازه
در دنیای تجارت، اندازه یک شرکت مهم است و اغلب نقش مهمی را در تصرف بازار و رقابت بلندمدت دارد. به گونه کلی، شرکتهای بزرگ چند ملیتی نسبت به شرکتهای کوچکتر دارای مزیت رقابتی هستند. از طرفی معیارهای عملکرد مبتنی بر اندازه مانند درآمدها و سود خالص برای مقایسه و رتبهبندی شرکتها، استفاده میشود. از جمله معیارهای ارزیابی مبتنی بر اندازه میتوان به ارزش افزوده اقتصادی و اضافه ارزش بازار نسبت به ارزش دفتری اشاره کرد.
الف) ارزش افزوده اقتصادی: استیوارت (1994) معیاری از عملکرد را با نام "ارزش افزوده اقتـصادی" معرفی کرد که تمـام افزایشها یا کاهشهـا را در ارزش شرکـت در نظر میگیرد. پژوهشگران عقیده دارند که معیار ارزش افزوده اقتصادی، میتواند به عنوان جانشین سرمایه فکری در نظر گرفته شود (بونتیس، 1998 و چن و داد، 1997). در نتیجه پژوهشگران زیادی (مانند بونتیس، 1998 و چن و داد، 1997) نیز از این متغیر به عنوان شاخصی از اقلام نامشهود استفاده کردهاند. همچنین ارزش افزوده اقتصادی توانایی پیشبینی سود عملیاتی دوره بعد را داراست (مهدوی و رستگاری،‌ 1386). به همین دلیل از این متغیر برای سنجش عملکرد استفاده میشود. استیوارت (1994)، بونتیس (1998)، چن و داد (1997)، نمازی و قربانی (2010)، مهدوی و رستگاری‌ (1386)، مهدوی و حسینی ازان آخاری (1387) نیز از این متغیر در پژوهش خود استفاده کردهاند.
ب) اضافه ارزش بازار نسبت به ارزش دفتری: با توجه با اینکه داراییهای نامشهود شرکت به گونه مثبتی در بازار سهام ارزشگذاری شده (برک و همکاران، 1999) و سطح داراییهای نامشهود نشان داده شده در ترازنامه به طور مثبتی با ارزش بازار شرکت در ارتباط است (چوی و همکاران، 2000)، اضافه ارزش بازار نسبت به ارزش دفتری به عنوان یکی از شاخصهای نامشهود در نظر گرفته میشود. از این متغیر، پژوهشگرانی از قبیل فاما و فرنچ (1995)، چوی و همکاران (2000 و 2007) و ژانگ (2003) نیز استفـاده کردهاند.
روشهای ارزیابی ترکیبی
به علت پیچیدگی داراییهای نامشهود، برخی از پژوهشگران برای ارزیابی داراییهای نامشهود، ترکیب روشهای کمی و کیفی را برگزیدهاند. برخی از این روشها شامل کنترل داراییهای نامشهود (اسویبی، 1997)، هدایتگر اسکاندیا (ادوینسون و سالیوان، 1996؛ ادوینسون،1997)، ارزیابی متوازن (آریکان، 2004) و شاخص سرمایه فکری (روس و روس، 1997) است. اگرچه ممکن است این روشها بینش بهتری را نسبت به استفاده از دارایی نامشهود فراهم کنند، اما ارزیابیها نیز بسیار پیچیدهتر میشوند. به دلیل کمی بودن این پژوهش، از این روشها برای ارزیابی داراییهای نامشهود استفاده نشده است.
در فصل سوم روشهای مورد استفاده در این پژوهش برای ارزیابی داراییهای نامشهود به همراه فرمولهای محاسباتی به گونه مفصل تشریح میگردد.
الزامات گزارشگری داراییهای نامشهود
استاندارد شماره 17 حسابداری ایران دارایی‌ نامشهود را‌ یک‌ دارایی‌ غیرپولی‌ و فاقد ماهیت‌ عینی‌ میداند که‌: الف‌) به‌ منظور استفاده‌ درتولید یا عرضه‌ کالاها یا خدمات‌، اجاره‌ به‌ دیگران‌ یا برای‌ مقاصد اداری‌ توسط‌ واحد تجاری‌ نگهداری‌ می‌شود، ب) با قصد استفاده‌ طی‌ بیش‌ از یک‌ دوره‌ مالی‌ توسط‌ واحد تجاری‌ تحصیل‌ شده‌ باشد، و ج‌) قابل‌ تشخیص‌ باشد (بندهای 7، 17 و 27). این استاندارد نیز مقرر میدارد که:
"یک دارایی هنگامی معیار قابلیت تشخیص را در تعریف دارایی نامشهود احراز میکند که یکی از شرایط زیر را داشته باشد:
الف . جدا شدنی باشد، یعنی بتوان آن را به منظور فروش، انتقال، اعطای حقامتیاز، اجاره یا مبادله (به صورت جداگانه یا همراه با یک قرارداد، دارایی یا بدهی مرتبط) از واحد تجاری جدا کرد، یا
ب . از حقوق قراردادی یا سایر حقوق قانونی ناشی شود، صرفنظر از اینکه آیا چنین حقوقی قابل انتقال یا جداشدنی از واحد تجاری یا سایر حقوق و تعهدات باشد یا خیر" (بند 10).
طبق استاندارد حسابداری شماره 17 ایران، (بندهای 11، 12 و 13) "یک قلم هنگامی به عنوان دارایی نامشهود شناسایی میشود که :
الف . با تعریف داراییهای نامشهود مطابقت داشته باشد.
ب . معیارهای شناخت مندرج در بندهای زیر احراز شده باشد:
1- یک قلم دارایی نامشهود باید تنها زمانی شناسایی شود که :
الف . جریان منافع اقتصادی آتی دارایی به درون واحد تجاری محتمل باشد، و
ب . بهای تمام شده دارایی به گونهای اتکاپذیر قابل اندازهگیری باشد.
2- جریان منافع اقتصادی آتی مرتبط با دارایی نامشهود به درون واحد تجاری تنها هنگامی محتمل است که واحد تجاری بتواند با دلایل کافی نشان دهد:
الف . دستیابی به خالص جریان ورودی منافع اقتصادی آتی دارایی به درون واحد تجاری امکانپذیر است،
ب . توانایی و قصد استفاده از دارایی نامشهود را دارد، و
ج . به منابع فنی و مالی کافی برای کسب منافع اقتصادی آتی دارایی دسترسی دارد.
3- محتمل بودن منافع اقتصادی آتی باید با استفاده از مفروضات معقول و دارای پشتوانه که معرف بهترین برآورد مدیریت از وقوع یک سری شرایط اقتصادی محتمل در طول عمر مفید دارایی است ، توسط واحد تجاری ارزیابی شود. ارزیابی مزبور مستلزم بکارگیری قضاوت بر مبنای شواهد موجود در زمان شناخت اولیه است. در این مورد اهمیت بیشتر باید به شواهدی داده شود که به طور بیطرفانه قابل تأیید باشد" (بند 14).
به گونه کلی داراییهای نامشهود را میتوان در چهار طبقه کلی گنجاند: 1- سرقفلی خریداری شده 2- داراییهای نامشهود تحصیل شده 3- داراییهای نامشهود ایجاد شده توسط شرکت و 4- تحقیق و توسعه (ماتولسی و ویات، 2006). استانداردهای پذیرفته شده حسابداری شماره17، 18و 19 در موارد1، 2 و 4 رهنمود لازم را نیز ارائه دادهاند. سرقفلی خریداری شده به بهای تمام شده، داراییهای نامشهود تحصیل شده به ارزش منصفانه در زمان خرید و تحقیق و توسعه به بهای تمام شده و به عنوان اقلام سرمایهای در دفاتر ثبت میشوند. استـاندارد شماره 17 حسابداری ایران حق اختراع، حق تالیف، سرقفلی محل کسب، علائم و نامهای تجاری، حق امتیاز و فرانشیز، حق انشعاب، مخارج تحقیق و توسعه و سرقفلی حاصل از ترکیب را به عنوان مثالهایی از دارایی نامشهود بیان کرده است. مشکل عمده در رابطه با داراییهای نامشهود ایجاد شده توسط شرکت است. استاندارد حسابداری شماره 17 ایران بیان میدارد " علایم تجاری، حق نشر و اقلام دارای ماهیت مشابه ایجاد شده در داخل واحد تجاری نباید به عنوان داراییهای نامشهود شناسایی شوند" (بند 49).

دسته‌بندی نشده

No description. Please update your profile.

LEAVE COMMENT

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 4 مهر 1396 ساعت 15:20 | نویسنده: محمد علی رودسرابی | چاپ مطلب
نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.