بانک پایان نامه های روانشناسی

بانک پایان نامه های ارشد - رشته روانشناسی - پایان نامه روانشناسی بالینی,پایان نامه روانشناسی عمومی,پایان نامه روانشناسی بالینی,پایان نامه روانشناسی کودکان,پایان نامه روانشناسی استثنائی-با فرمت ورد - متن کامل-

بانک پایان نامه های روانشناسی

بانک پایان نامه های ارشد - رشته روانشناسی - پایان نامه روانشناسی بالینی,پایان نامه روانشناسی عمومی,پایان نامه روانشناسی بالینی,پایان نامه روانشناسی کودکان,پایان نامه روانشناسی استثنائی-با فرمت ورد - متن کامل-

دانلود پایان نامه نوجوانان کمرو و اضطراب

ناهماهنگی در روابط خانوادگی:

تعارض و ناهماهنگی در روابط و نزاع و تنش در خانواده، شاید عمده ترین منبع ایجاد استرس  در کودکان کشورهای توسعه یافته باشد. کودکانی که در چنین شرایطی تربیت می شوند، برای ابتلا به اختلالات روانی و رفتاری مانند کمرویی،افسردگی و اضطراب مستعدتر هستند. والدینی که نیازهای عاطفی یکدیگر را برآورده نمی کنند و در زندگی زناشویی دچار تعارض هستند، با کودکان خود به تندی برخود می کنند  و گاهی اوقات برای مراقبت از فرزندان خود به روش های نامناسبی متوسل می شوند. پارک و بوریل (۱۹۹۷) معتقدند که خشنودی از رابطه زناشویی تاثیر زیادی بر سلامت روانی و رشد شخصیت زوج ها و فرزندان آن ها دارد. از نظر ایشان، بسیاری از مطالعات، ارتباط میان تعارض های زناشویی با اختلال در کیفیت ارتباطات بین فردی کودکان را مورد تایید قرار می دهند (مرادی، ۱۳۸۵).

رایان و آدمز (۱۹۹۱) نیز در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که کاهش تفاهم زناشویی و افزایش تعارض ها و فشارهای خانوادگی منجر به اختلالات رفتاری از قبیل اضطراب، افسردگی و کمرویی در فرزندان می شود و رفتارهای رشد یافته اجتماعی را در آنان کاهش می دهد. کیام و اسمیت (۱۹۹۸) نیز با مطالعه تفاهم زناشویی والدین بر رفتارهای روان شناختی دختران و پسران۱۰ تا ۱۲ ساله به این نتیجه دست یافتند که کاهش رضایت از زندگی زناشویی والدین، پرخاشگری، افسردگی، اضطراب و کمرویی را در کودکان آنان افزایش می دهد (گراهام[۱] نقل از هامبورگ و سارتریس، ۱۳۷۴).

[۱]Graham,J.

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد

پایان نامه درمان بیماران افسرده با توصیه های درمانی مبتنی بر رویکرد پردازش اطلاعات

فصل دوم

مروری بر مبانی نظری

 و پیشینه پژوهش

 

 

 

 

 

 

۱-۲) مقدمه

چه تعداد و چه نوع افرادی دچار بیماری افسردگی میگردند این خود سئوال مهمی است اما به نظر میرسد از آن مهمتر عواملی باشند که سبب ایجاد این بیماری و پیامدهای آن میشوند. تاکنون درمانهای بیشماری جهت بهبود و جلوگیری از عود بیماری افسردگی پدید آمده است اما معمولا پس از هر نوع درمان تعدادی از مراجعان علیرغم بهبودی نسبی هنوز علایمی از خلق پایین را نشان میدهند و به طور کامل بهبودی حاصل نمیشود و معمولا شاهد عود مجدد افسردگی هستیم. مطالعات فراوانی در خصوص انواع درمانها و تاثیرات آن‌ها بر روی بیماران افسرده صورت گرفته که در این‌جا نیاز به طرح آن‌ها نیست اما در مجموع پایه و اساس تمام این مطالعات و پژوهشها نظریههای متعدد اجتماعی و روان‌شناسی بوده است که ابعاد مختلف شخصیت فردی و اجتماعی انسان را مد نظر قرار می‌دهند.

در رویکردهای نوین همچون شناختی و طرحوارهدرمانی روان‌شناسان معتقدند که نوع تفسیر بیمار افسرده از رویدادها سبب بروز خلق منفی و حالت غمگینی در آن‌ها میشود. در رویکرد درمانی پردازش اطلاعات درمانگران معتقدند که نحوه پردازش اطلاعات در بازیابی و شناخت تاثیر بسزایی دارد. سازمان شناختی و توانایی جهت پردازش موازی به فرد اجازه میدهد تا نظام ارزیابی چند لایهای به وجود آید و محرکهای ارائه شده در سطوح مختلف ارزشیابی و تعبیر و تفسیر شوند (ایورت[۱] و فلگویس[۲]، ۲۰۰۲).

اطلاعات از دنیای برون به صورت محرکهای شیمیایی یا فیزیکی از طریق حواس به حافظه منتقل میشود. اولین مرحله پردازش اطلاعات تغییر دادههای به حس درآمده به گونهای است که بتوانیم در حافظه جای دهیم یعنی آن‌ها را رمزگذاری نماییم. معمولا اطلاعاتی که مورد توجه قرار گرفتند وارد سیستم پردازش و ذخیرهسازی میشوند. اطلاعات مدت اندکی در حافظه کوتاهمدت باقی خواهد ماند و در صورت لزوم توسط راهبردهای حافظه مورد توجه قرار گرفته و از طریق مجری مرکزی بخشی که اطلاعات در آن‌جا مورد توجه قرار میگیرد به حافظه بلندمدت منتقل میشود. راهبردهای حافظه فعالیتهای ذهنی عمدی هستند که احتمال یادآوری ما را افزایش میدهند. پردازش خودکار جهت افزایش ظرفیت محدود حافظه کوتاهمدت به ما این امکان را میدهد تا به طور همزمان قادر به تمرکز روی اطلاعات دیگر در اطراف خود باشیم و اطلاعات ذخیره شده کمتر با تحریفهای شناختی همراه گردد. زمانی که اطلاعات را رمزگذاری میکنیم آن‌ها را به چارچوبهای روانی میفرستیم تا قادر به بازیابی آن‌ها به صورت ذهنی باشیم (ابوالمعالی و همکاران، ۱۳۸۹).

اطلاعات ثبتشده در حافظه بلندمدت، همان طرحوارهها از نظر یانگ هستندکه فرد بر اساس آن شناختهای خود از وقایع برون را شکل میدهد (بیابانگرد، ۱۳۸۹) و همان‌گونه که الیس مطرح میکند تفسیر ما از وقایع، هیجانات  و رفتار ما را شکل میدهد(شفیعآبادی و همکاران، ۱۳۸۸).

[۱]Jesus A. Salas- Auvert

[۲]Stephanie H. Felgoise

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد

پایان نامه شناسایی اثرات روش درمان مبتنی بر پردازش اطلاعات در کاهش علایم افسردگی

۳-۱) ضرورت و اهمیت پژوهش

 

در این پژوهش از آن‌جا که بیماری افسردگی یکی از شایعترین بیماریهای روانی است و ابعاد گوناگون فردی، اجتماعی، اقتصادی را در برمی‌گیرد و عوامل متعددی می‌تواند در ایجاد و عود مجدد آن پس از درمان نقش داشته باشد، با نگاهی جدید به ارزیابی عوامل موثر و زیربنایی ایجاد این اختلال پرداخته خواهد شد که در صورت دستیابی به آن عوامل بتوانیم به درمان و رفع مشکل پرداخته و یا در جهت پیشگیری از عود مجدد این بیماری در زمان مناسب اقدام‌های لازم را انجام دهیم. ریشه تحولی باور‌های ناسازگار در تجارب ناگوار دوران کودکی پنهان است. باورهایی که زودتر پدید می‌آیند و معمولا قویترین هستند، از خانواده‌های هسته‌ای نشات می‌گیرند. تا حد زیادی پویایی‌های خانواده، بازتاب دقیق پویایی‌های جهان ذهنی کودک هستند. زمانیکه در موقعیت‌های از زندگی بزرگسالی بیماران، طرحواره‌های ناسازگار اولیه فعال می‌شوند، معمولا خاطره‌ای هیجان‌انگیز از دوران کودکی یادآوری و تجربه میشود. خاطرات توام با هیجان مرتبط از حافظه درازمدت بازیابی میشود و در شکل‌گیری باورها نقش بازی می‌کنند. با این حال، باور‌هایی که بعدا در سیر تحول شکل می‌گیرند زیاد عمیق و نیرومند نیستند (یانگ[۱]،کلوسکو[۲]، ویشار[۳]،۱۹۵۰؛ حمیدپور، اندوز، ۱۳۸۸).

به نظر میرسد بخشی از علایم و بازگشت مجدد افسردگی به علت مرور باورهای منفی و خاطرات و هیجانهای ناگوار قبلی باشد که درمانگر می‌تواند پس از فعال‌سازی و شناسایی خاطرات، از تمام فنون و تکنیکهای فراحافظه و پردازش اطلاعات جهت درمان استفاده کند.  به طور کلی تحقیقاتی که در حوزه روان‌شناسی و علوم تربیتی صورت می‌گیرد از دو جهت شناخت و درمان بیماری، اهمیت جهت امور پژوهشی حایز اهمیت است. در راستای تلاش‌ها و پژوهش‌های دامنه‌دار و گسترده‌ای که در آسیب‌شناسی روانی افسردگی با توجه به نظریهها و رویکردهای مختلف درمانی از جمله طرحواره درمانی به عمل آمده است و ویژگی‌های شخصیتی در افراد افسرده مورد بررسی قرارگرفته و به کاهش علایم افسردگی در بیماران افسرده پرداخته است ولی هیچ یک از این درمانها به طور متمرکز بر بازسازی حافظه در این بیماران به شکل خاص تاکید نداشته است. دومین دلیل اهمیت  پژوهش این است که کلیه تحقیقاتی که در حوزه علم و دانش صورت می‌گیرد هر چند جزیی، باز گره‌گشای بسیاری از تنگناها و مشکلاتند و می‌توانند راه را برای تحقیقات بیشتر و نتایج بهتر بگشایند. یافته‌های حاصل از این تحقیق‌ها می‌توانند سنگ بنایی برای علاقمندکردن دانش‌پژوهان به خصوص گروه‌هایی نظیر روان‌شناسی باشد. از نظر علمی یافتن پاسخ برای پرسش‌ها حایز اهمیت است چرا که چنین یافته‌هایی می‌تواند راهبردهایی را به منظور شناخت و درمان در این زمینه پیشنهاد کند و در جهت‌گیری‌های درمانی، به خصوص بعد از بررسی‌های شناختی و تشخیصی مثمرثمر واقع گردد. به علت آن‌که نه در داخل و نه در خارج از کشور تحقیق حاضر تا‌کنون صورت نگرفته است، تحقیق حاضر می‌تواند راه را برای سایر متخصصین هموار نماید. به عبارت دیگر نتایج این پژوهش می­تواند از یکسو پایه‌ای برای پژوهش­های بعدی شده و از سوی دیگر در امر درمان افراد مبتلا به افسردگی مورد استفاده قرار گیرد.

[۱]Young

[۲]Klosko

[۳]Weishoar

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد

پایان نامه مهم ترین نیازها و الزامات الگوی آموزش ، تولید ، بازاریابی ، فروش

آموزش

آموزش در لغت عبارت است از عمل آموختن و تعلیم دادن. آموزش به معنای وسیع یادگیری است و شامل فرآیندی است که از گهواره تا گور در طول عمر انسان ادامه دارد. به عبارت دیگر این اصل با ارزش در فرهنگ اسلامی ” ز گهواره تا گور دانش بجوی ” مصداق  پیدا می کند. هدف آموزش را توسعه ی مهارت ها، توانایی های انجام کار، درک دانش و اطلاعات مورد نیاز به وسیله ی نیروی انسانی به منظور ایجاد پیشرفت در تولید می دانند(فتحی و همکار، ۱۳۷۶).

از دیدگاه جامعه شناسی، آموزش روش انتقال علم و انطباق آن در شرایط ویژه اجتماعی با نیاز های جامعه است. آموزش از جمله رفتار هایی است که کلیه ی افراد بشر بطور دائم و به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به آن مبادرت می ورزند. هیچ فعالیتی بدون انجام فرآیند یادگیری و یاددهی صورت نمی گیرد و این امر تا لحظه ی آخر حیات انسان را همراهی می کند (افشار،۱۳۵۷). با توجه به مطالب بیان شده آموزش ، فرآیندی است مستمر که مقصد نهایی آن بالا بردن توانایی ها، لیاقت ها و اطلاعات افراد برای انجام وظایف محوله و رشد شخصی وی باشد(زفرقندی، ۱۳۹۰).

این امر گویای این است که همه افراد یک سازمان موظف به ارتقای سطح دانش خود هستند و از طرفی مدیران سازمان هم موظف به حرکت دادن اعضای سازمان به سمت دانش روز می‌باشند، به همین دلیل در سالهای اخیر آموزشکارکنان در سازمانهای مختلف از جایگاه خاصی برخوردار گردیده است (نحاسی، ۱۳۸۰).

با مقایسه مشاغل فعلی اجتماع با مشاغل حدود پنجاه سال پیش دریافت می‌شود که مشاغل به حدود دو برابر افزایش یافته است، این امر نقش پیشرفتهای علمی را در تنوع مشاغل به خوبی نشان می‌دهد. در جهان امروز احتمال این که فرد مهارتی را بیاموزد و آن را تا حدود سی سال در کار خود بدون تغییر بنیادی ادامه دهد بسیار ضعیف یا به کلی محال است. امروز جامعه‌ به سرعت در حال دگرگونی است و دیگر آموزش کارکنان فقط مطلوب نیست، بلکه این مطلوبیت به یک اجبار تبدیل شده است، در جهان امروز برای امر آموزش کارکنان باید منابع مختلف سازمانی را بسیج کرد تا سازمان بتواند به راه خود ادامه دهد (فتح آبادی و همکاران، ۱۳۸۹).

آموزش کارکنان منجر به حفظ تداوم و بقای سازمان می‌شود، یک بررسی سه ساله در سنگاپور نشان داده است که ۱۷ درصد شرکتهای تجاری و صنعتی این کشور ورشکست شده‌اند در حالی که این نسبت در مورد شرکتهایی که برنامه‌ آموزش کارکنان را انجام داده‌اند کمتر از ۱ درصد بوده است. همچنین طبق آمار انجمن مدیریت آمریکا تا سال ۲۰۰۷، بیش از نیمی از کارکنان نیاز به باز‌آموزی داشته‌اند. در سوئد هم برای پاسخگویی به تغییر و تحولات مختلف علمی و فرهنگی سیاست فعال نگهداشتن نیروی انسانی در پیش گرفته شده و سالانه ۲ تا ۳ درصد از تولید ملی کشور برای بازآموزی صاحبان مشاغل هزینه می‌گردد (جنگی زهی، ۱۳۸۹).

به عبارتی نگاه گذشته‌ محوری که آموزش را متعلق به دوران کودکی، نوجوانی و جوانی می‌دانست منسوخ گردیده است. امروزه تنها با یادگیری پیوسته و پایدار می‌توان با دگرگونیها و پیشرفتهای جامعه جدید سازگار و همراه شد.آموزش، همواره به‌ عنوان وسیله‌ای مطمئن در جهت بهبود کیفیت عملکرد و حل مشکلات مدیریت مد نظر قرار می‌گیرد و فقدان آن نیز یکی از مسائل اساسی و حاد هر سازمان را تشکیل می‌دهد؛ به همین دلیل به‌ منظور تجهیز نیروی انسانی سازمان و بهره‌گیری موثر از این نیرو، آموزش از مهمترین و تاثیرگذارترین تدابیر به شمار می‌رود (شریعت مداری، ۱۳۸۷).

آموزش یک وظیفه اساسی در سازمان و یک فرآیند مداوم و همیشگی است. نباید آموزش را امری موقت و اتمام‌پذیر تصور کرد. کارکنان در هر سطحی از سطوح سازمان که باشند، حتی در سطح یک نیروی انسانی جزء، نیازمند آموزش و کسب دانش و مهارتهای جدید هستند تا بتوانند به سمت اهداف سازمان حرکت کنند (لیپر[۱] و همکاران، ۲۰۱۰).

برنامه‌های آموزش کارکنان در یک سازمان می‌تواند نیاز به نیروی انسانی متخصص در آینده را نیز رفع کند، این برنامه‌های آموزشی می‌توانند تضمینی برای حل مشکلات کارکنان باشند.اگر کارکنان سازمان به خوبی آموزش ببینند بهتر می‌توانند در ارتقای سطح کارایی سازمان سهیم باشند. از اولین نتایج این امر عدم نیاز زیاد به نظارت از سوی سرپرستان بر روی زیردستان است،  در عین حال این امر کمک می‌کند که افراد در جهت احراز شرایط ارتقای سازمانی آماده شوند و در نهایت انجام وظایف با مطلوبیت مورد نظر سازمان امکان‌پذیر می‌گردد (ثابت نژاد، ۱۳۹۰).

[۱]-Liper

متن کامل پایان نامه

پایان نامه تهدیدها و فرصت های آموزش های مهارتی محصول محور

  • سهم آموزش در رشد اقتصادی

از ضرورت ها و الزامات رشد و توسعه اقتصادی ، نظام آموزشی برای ایجاد مهارت های لازم سرمایه انسانی است که موجب افزایش توانایی های دانش ، مهارت و قدرت درک افراد و انجام مطلوبتر کار است.

با عنایت به اینکه پایه اصلی اقتصاد آموزش است و از طریق آموزش و مهارت می توان کسب در آمد کرد و چرخ اقتصاد را به گردش در آورد کشورها سعی دارند ارتباطی را بین مهارت آموزی و تقاضای بازار کار ایجاد کنند زیرا آموزش و افزایش دانایی و مهارت به منزله سرمایه هایی هستند که مانند هر سرمایه فیزیکی دیگری بازده اقتصادی دارد .در دنیای امروز داشته های هرکشور به سرمایه های طبیعی ، فیزیکی ، انسانی ، اجتماعی و فرهنگی تقسیم می شود که در این میان، سرمایه انسانی از اهمیتی بسزا برخوردار است. رشد کمی و کیفی سرمایه انسانی، نیازمند آموزش های مناسب و روزآمد است ضمن آنکه  در این امر لازم است که جایگاه  انسان آموزش دیده و رشد یافته در فرایندهای کلان کشور مشخص باشد که تحقق این موضوع، خود مبتنی برای یافتن فصل مشترک بخش آموزش و بازار است.

تاریخ این اندیشه که سرمایه‌گذاری در بخش سرمایه انسانی موجب پیشرفت توسعه اقتصادی می‌شود به بیش از دویست سال پیش باز می‌گردد ، در واقع، توسعه مهارت‌های نیروی انسانی، ظرفیت تولیدی نیروی کار را افزایش می‌دهد.

اقتصاددانان بزرگ، دریافته بودند که بازده آموزش به عنوان نوعی سرمایه‌گذاری در منابع انسانی می‌تواند با بازده سرمایه مادی مقایسه شود، ولی این اندیشه تا پیش از دهه ۱۹۶۰، یعنی زمانی که «شولتز[۱]» (۱۹۶۷) و «دنیسون[۲]» (۱۹۶۲) اثبات کردند که آموزش با انتقال دادن و بهبود بخشیدن مهارت‌ها و توان تولیدی کارگران، می‌تواند به طور مستقیم به رشد درآمد ملی کمک کند، منشاء تحقیق بسیار جدی قرار نگرفت (حسنی، ۱۳۹۱).

«شولتز» و «دنیسون» با استفاده از داده‌های مربوط به متوسط درآمد و طول مدت تحصیل نیروی کار در امریکا و سایر کشورهای پیشرفته، سهم اقتصادی آموزش را سنجیده‌اند. این سنجش نشان داد که افزایش سطوح آموزش، بخش مهمی از رشد درآمد ملی را تبیین می‌کند.

همزمان، بکر[۳] (۱۹۶۶) و مینسر[۴] (۱۹۶۲) بازده سرمایه‌گذاری در آموزش و مهارت آموزش را از طریق تحلیل نسبت هزینه به سود مورد سنجش قرار دادند.

آنها در این بررسی هزینه‌های مستقیم و غیر مستقیم سرمایه‌گذاری در طی سال‌های اضافی تحصیلات قبل از دانشگاه، آموزش‌عالی یا آموزش ضمن خدمت را با درآمدهای اضافی نیروهای ماهر و مجرب در طول زندگی، مقایسه کرده‌اند (شریعتی و همکاران، ۱۳۸۸).

[۱]-Schultz

[۲]-Dennison

[۳]– Becker

[۴]-Mynsr

متن کامل پایان نامه