تعریف بازی
در فرهنگ و بستر، بازی به صورتهای زیر تعریف شده است:
۱-حرکت، جنبش و فعالیت به مثابه حرکت عضلات
۲-آزادی یا محدودیتی برای حرکت و جنبش
۳-فعالیت یا تمرین برای سرگرمی، تفریح یا ورزش (مهجور، ۱۳۷۵).
بهترین توصیف برای بازی توسط گاروی در سال ۱۹۷۷ ارائه شده است.
بازی عبارت از هر نوع فعالیتی است که برای تفریح و خوشی و بدون توجه به نتیجه نهایی صورت میگیرد. انسان به طور داوطلبانه وارد این فعالیت میشود و هیچ نیروی خارجی یا اجباری در آن دخیل نیست (ایراندوست، ۱۳۷۸).
هر نوع فعالیتی که توسط کودکان به منظور تفریح انجام گیرد، بازی نامیده میشود.
مربیان ورزش از بازی تلقی جامعتری دارند. آنها معتقدند که، بازی عبارت است از فعالیتی که افراد با میل و رغبت در اوقات فراغت انجام میدهند (انگجی، عسگری، ۱۳۸۵).
تاریخچه بازی
بازی را میتوان به گذشتههای دور حتی از بدو تولد و پیدایش انسان نسبت داد.
در حقیقت بازی جزئی از زندگی انسان از بدو تولد تا زمان مرگ است. در کل تاریخچه بشریت مندرج انسان از نظر فیزیولوژیکی نیاز به جنبش و حرکت دارد و بازی خمیر مایه تفکر است. تشکیل اجتماعات اولیه بشری شکل جدیدی از بازی را پدید میآورد. بازیهای گروهی به صورت بازیهای نمایشی از عبادت ارواح، پرسش اشیاء گرفته تا رقص شکار و رقص جنگ، مجموعهای از راههای برآوردن نیازهای جسمانی و ذهنی افراد را هم گرداند. خواه به این مجموعه بازی نام دهیم و خواه نام دیگر، در اصل مطلب تفاوت چندانی پدید نمیآید.
یکی از عوامل تأثیرگذار مهم بر شکلگیری هویت نحوه روابط عاطفی درون خانواده به خصوص مادر است. به عبارت دیگر نوزاد انسان در خانواده رشد و نمو میکند و رفتارهای اجتماعی و ارزشها را یاد میگیرد و میآموزد که چگونه با دیگران تعامل کند. بنابراین نوع سبک دلبستگی و ارتباط عاطفی درون خانوادگی میتواند زمینهساز نحوه شکلگیری هویت در آینده باشد.
بنابراین از آنجا که خانواده و نوع ارتباطات عاطفی درون آن در دوره نوجوانی عاملی بسیار مهم در شکلگیری هویت نوجوان است، لذا والدین میتوانند با رجوع به الگوی تربیتی خود با بینش و بصیرت آگاهانهتری در مورد رفتار با کودک پیدا نمایند تا از گرایشی ناخواسته به الگوی تربیتی نامنناسب خودداری کنند و با شناخت کاملتر نسبت به اجرای سبک والدینی شایسته و کارآمد اقدام نمایند. همچنین لازم به یادآوری است نوجوانی به سبب اینکه تعارض و بحران است یا به گفته اهل نظر و فن دوره طوفان و فشار است؛ توجه به کفایت اجتماعی در این دوره امری بسیار ضروری است و با توجه به مطالب یاد شده بالا پیرامون اینکه نوع سبک دلبستگی میتواند عاملی تأثیرگذار بر هویتیابی نوجوان باشد و زمینه رفتار آینده را در فرد به وجود میآورد بنابراین بیلطف نخواهد بود که نحوه تأثیرگذاری و ارتابط دو متغیر یاد شده یعنی سبک دلبستگی و هویت را بر کفایت اجتماعی مورد توجه قرار دهیم چون که زمینه بروز رفتار سازگارانه و موافق با هنجارها و ارزشهای شخصی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی تا حدود زیادی در گرو آن خواهد بود که کودک ابتدا در خانواده محیط امنی داشته باشد تا در این محیط امن این هنجارها نهادینه شود و به نحو شایستهای در نوجوانی و بزرگسالی به صورت رفتارهای سازگارانه خود را بروز دهد. هویت و عوامل تأثیرگذار بر آن یکی از مسائل مهم در دوره نوجوانی است که زیاد مورد تحقیق و پژوهش قرار گرفته است. مارسیا[۱] (۱۹۸۷) درباره افرادی که به هویت دست یافتهاند میگوید «روش ارتباطی این افراد با جهان دارای انعطاف زیادی است آنها متفکر و درونگر هستند، زمانی که تحت تأثیر موقعیت استرسزا قرار میگیرند از نظر شناختی عملکرد خوبی دارند، اگر در معرض تغییرات ناگهانی قرار گیرند خود را نمیبازند».
[۱]– Marcia
تعیین رابطه بین سبکهای دلبستگی و سبکهای هویت و کفایت اجتماعی دانشآموزان دبیرستانی
۲٫تعیین رابطه بین سبکهای هویت با کفایت اجتماعی دانشآموزان دبیرستانی.
۳٫تعیین سهم سبکهای دلبستگی و سبکهای هویت در کفایت اجتماعی دانشآموزان دبیرستانی.
۱- بین سبکهای دلبستگی و کفایت اجتماعی دانشآموزان دبیرستانی رابطه وجود دارد.
۲- بین سبکهای هویت با کفایت اجتماعی دانشآموزان دبیرستانی رابطه وجود دارد.
دلبستگی پیوند عاطفی عمیقی است که با افرادی خاص در زندگی بر قرار میکنیم طوری که باعث شود وقتی با آنها تعامل صورت میگیرد احساس شادی و نشاط کنیم و به هنگام استرس از اینکه در کنارمان هستند احساس آرامش داشته باشیم (برک، ۲۰۰۱؛ به نقل از سیدمحمدی، ۱۳۸۳).
به آن دسته از فرآیندهای اجتماعی- شناختی مبتنی است که طی آن افراد بر اساس شیوه ترجیحی پردازش و ارزیابی اطلاعات مربوط به خود و تصمیمات فردی خود در وضعیت های متفاوت قرار میگیرند. دارای ۴ مولفه جهت گیری اطلاعاتی -هنجاری- سردرگم / اجتنابی- تعهد میباشد. برزونسکی (۲۰۰۷).
توانایی عملکرد انسان در اجرای استقلال شخصی ومسولیت پذیری اجتماعی است.فلنر،لیس و فیلیپس[۴](۱۹۹۹۰)معتقدندکه کفایت اجتماعی شامل چهار مولفه به قرارزیر است الف)مهارت شناختی ب) مهارتهای رفتاری ج)مهارتهای هیجانی د)مهارتهای انگیزشی.
در این پژوهش از پرسشنامه سبکهای دلبستگی کولینز و رید[۵] استفاده می گردد که دارای ۱۸ سؤال میباشد که برای هر یک از سبکهای دلبستگی ۶ سؤال در نظر گرفته شده است که سؤالات مربوط به سبک دلبستگی ایمن ۱، ۶، ۸، ۱۲، ۱۳، ۱۷ و سبک دلبستگی اجتنابی شامل سؤالات ۲، ۵، ۷، ۱۴، ۱۲، ۱۸ و سبک دلبستگی مضطرب، دوسوگرا شامل سؤالات ۳، ۴، ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۵ میشود بنابراین نمرات به دست آمده از این پرسشنامه برای هر یک از سبکهای دلبستگی تعریف عملیاتی آن نوع سبک دلبستگی است.
در پژوهش حاضر از آزمون هویت شخصی (IsI) [6]به منظور بررسی هویت دانشآموزان استفاده می گردد که دارای ۳۲ سؤال میباشد که پاسخهای آن با مقیاس لیکرت است. بنابراین نمرات به دست آمده از این آزمون شاخص و تعریف عملیاتی هویتیابی در دانشآموزان است.
[۱] -attachment styles
[۲] -identiy styles
[۳] -social competence
[۴] Felner،lis،philips
[۵]– Collins & Vread
[۶] -identity style inventory
سازگاری اجتماعی کودکان، کانون تحقیقات گسترده ای در سالهای اخیر شده است این تمرکز نتیجه تحقیقی بنیادی می باشد که رابطه قوی بن کفایت اجتماعی اولیه و سازگاری زندگی آینده و رشد سالم را بیان می کند (کریک و داج[۱] ، ۱۹۹۴). اگر چه تعاریف بی شماری از کفایت اجتماعی در ادبیات وجود دارد، یک اتفاق نظر بارز در میان اکثر تعاریف منتشر شده وجود دارد که کفایت به موثر بودن در تعامل با دیگران شاره می کند که هم از دید خود شخص و هم از دید دیگران می تواند در نظر گرفته شود (رز – گراستور[۲]، ۱۹۹۷؛ سکرین[۳]، ۲۰۰۰).
کفایت اجتماعی یک مفهوم قابل استفاده برای تنظیم و فراهم کردن انسجام ابعاد نسبتاً متمایز روابط دوستانه است. کفایت اجتماعی متشکل از گروهی از رفتارهای کلیدی بر اساس رشد بچه ها می باشد (گرونیگ، ۱۹۹۴). با توجه به زینس، الیاس، کرین برگ و ویسبرگ (۲۰۰۰)، کفایت اجتماعی شامل رفتارها و مهارت های اجتماعی، عاطفی و شناختی می باشد که بچه ها برای سازگاری موفق نیاز دارند. کفایت اجتماعی در چگونگی گذر سالم فردا از کودکی به بزرگسالی تنش اساسی دارد. برون مهارت های اجتماعی لازم، فرد در عرصه هایی از کار، مهارت های زندگی روزانه، زندگی مستقل و مشارکت در جامعه به دردسر می افتد. کار فرمایان اغلب ادعا می کنند که کفایت اجتماعی از تجربه واقعی در مکانهای کار مهم تر است.
[۱] – Crick & Dadge
[۲] – Roise – Kransor
[۳] – Segrin