در این زمینه، کنراد[۱] (۲۰۰۶) وفارسیدس و وودفیلد[۲] (۲۰۰۳) بیان میکندکه رگه بازبودن نسبت به تجربه با موفقیت و پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت دارد. دی فرویت۱۹۹۶نقل از دیست ۲۰۰۳) به این نتیجه رسیدند که رابطه گشودگی با پیشرفت تحصیلی به ویژه در دانش آموزان دختر مثبت است.
لایدرا، پالمن والیک[۳] (۲۰۰۷) بیانگر رابطه مثبت رگه مقبولیت با پیشرفت تحصیلی است. پرموزیک وفورنهام (۲۰۰۳) نشان دادندکه بین رگه مقبولیت و غیبت در کلاس درس رابطه منفی وجود دارد وارتباط مقبولیت با رفتار مثبت در کلاس مستقیم (مثبت) است.
واگرمن و فاندر[۴] (۲۰۰۷) در پژوهش خود به این نتیجه دست یافتند که رابطه مثبتی بین وظیفه شناسی با پیشرفت تحصیلی وجود دارد.
پتسکا[۵] (۲۰۰۶) چهار دلیل را برای تبییین این رابطه مثبت ذکر میکند. ۱-این افراد وقت زیادی را صرف انجام تکالیف خود میکنند۲-اطلاعات بیشتری در مورد شغل آینده خود کسب میکنند. ۳-هدفهایی را برای خود تعیین میکنندو در جهت رسیدن به آنها پافشاری و تلاش زیاد از خود نشان میدهند. ۴-درهر زمینه ای همواره بیش از آنچه نیاز است تلاش میکنند.
یافتههای پژوهش ایزدی و رجبعلی (۱۳۸۶) نشان میدهد که هر یک از سبکهای یادگیری با ویژگی شخصیتی خاصی ارتباط دارد و این ارتباط و تناسب بین ویژگیهای شخصیتی و سبکهای یادگیری باعث میشود که یادگیرندگان بهتر مطالب درسی را بیاموزند و از خود و یادگیریشان احساس رضایت کنند و این خود موجب تشکیل یک خودپنداره مثبت در یادگیرندگان میشود. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری در مورد رابطه سبکهای یادگیری و ویژگیهای شخصیتی با عملکرد تحصیلی به روش مرحله ای نشان داد که بهترین متغیرهای پیش بین برای عملکرد تحصیلی دانش آموزان از بین چهار سبک یادگیری و پنج ویژگی شخصیتی به ترتیب، ویژگی شخصیتی وجدانی بودن و سبکهای یادگیری مفهوم سازی انتزاعی و آزمایشگری فعال است.
[۱] – Conard
[۲] – Farsides & Woodfield
[۴] – Wagerman & Funder
[۵] – Petska
نتیجه تحقیق پرموزیک و فورنهام (۲۰۰۳) بیانگر رابطه مثبت برونگرایی با پیشرفت تحصیلی است. پرموزیک، فورنهام، دیسو و هاون[۱] (۲۰۰۵) نیز عقیده دارند که دانش آموزان برونگرد در کارهای گروهی عملکرد بهتری دارند و ازآنها لذت میبرند. همچنین میتوز (۱۹۹۹نقل ازپرموزیک و دیگران ۲۰۰۵) عنوان میکنند که دانش آموزان برونگرا در امتحانهای شفاهی نمرههای بالایی کسب میکنند وبه هنگام قرار گرفتن در برابر دیگر دانش آموزان عملکرد مناسب (بدون اضطراب) دارند و به ایفای نقش میپردازند. ملیسا، سمپو و پانوئن[۲] (۲۰۰۷) نیز به رابطه منفی بین این دو متغیر اشاره دارد.
در این زمینه، کنراد[۳] (۲۰۰۶) وفارسیدس و وودفیلد[۴] (۲۰۰۳) بیان میکندکه رگه بازبودن نسبت به تجربه با موفقیت و پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت دارد. دی فرویت۱۹۹۶نقل از دیست ۲۰۰۳) به این نتیجه رسیدند که رابطه گشودگی با پیشرفت تحصیلی به ویژه در دانش آموزان دختر مثبت است.
لایدرا، پالمن والیک[۵] (۲۰۰۷) بیانگر رابطه مثبت رگه مقبولیت با پیشرفت تحصیلی است. پرموزیک وفورنهام (۲۰۰۳) نشان دادندکه بین رگه مقبولیت و غیبت در کلاس درس رابطه منفی وجود دارد وارتباط مقبولیت با رفتار مثبت در کلاس مستقیم (مثبت) است.
واگرمن و فاندر[۶] (۲۰۰۷) در پژوهش خود به این نتیجه دست یافتند که رابطه مثبتی بین وظیفه شناسی با پیشرفت تحصیلی وجود دارد.
پتسکا[۷] (۲۰۰۶) چهار دلیل را برای تبییین این رابطه مثبت ذکر میکند. ۱-این افراد وقت زیادی را صرف انجام تکالیف خود میکنند۲-اطلاعات بیشتری در مورد شغل آینده خود کسب میکنند. ۳-هدفهایی را برای خود تعیین میکنندو در جهت رسیدن به آنها پافشاری و تلاش زیاد از خود نشان میدهند. ۴-درهر زمینه ای همواره بیش از آنچه نیاز است تلاش میکنند.
[۱] – Dissou & Heaven
[۲] – Melissa, Sampo& Paunonen
[۳] – Conard
[۴] – Farsides & Woodfield
[۶] – Wagerman & Funder
[۷] – Petska
باوجدان بودن پنجمین و آخرین عامل از نظریه پنج عامل بزرگ شخصیت است. این عامل به تفاوتهای فردی در سازماندهی، اجرای وظایف، کنترل تکانهها و طرح ریزی برای انجام رفتارها اشاره دارد. فرد وجدانی دارای هدف، خواستههای قوی و از پیش تعیین شده است. افراد با نمرات بالا در این مقیاس (C) افرادی دقیق و وسواسی، وقت شناس، قابل اعتماد و مسئولیتپذیرند، از نظر اجتماعی کارآمد و در زمینههای حرفه ای و دانشگاهی، افراد موفقی هستند. (تیلوپولوس[۱]، پالیر[۲] و کاکسون[۳] ۲۰۱۰). افراد باوجدان سالمترند و بیشتر زنده میمانند (همان منبع). افراد با نمرهی پایین را نباید افرادی فاقد پایبندی به اصول اخلاقی دانست، بلکه این افراد معمولاً دقت کافی را برای انجام کارها از خود نشان نمی دهند. همچنین، در جهت رسیدن به اهداف خود نیز چندان مسر و پیگیر نیستند. برخی از شواهد پژوهشی نشان میدهد که نیاز به لذت طلبی و علاقه مندی به امور جنسی در افراد نمرهی پایین، بیشتر از افرادی است که نمرهی بالا کسب میکنند (مک کری و کاستا، ۱۹۸۶؛ نقل از شاپوری، ۱۳۸۷). رویههای عامل باوجدان بودن به ترتیب عبارتند از: کفایت[۴]، نظم[۵]، وظیفه شناسی[۶]، تلاش برای موفقیت[۷]، خویشتن داری[۸] و تامل[۹] (همان منبع، ۱۳۸۶).
جدول ۲-۱- برخی از مهمترین ویژگیهای نمرات بالا و پایین عاملهای شخصیتی نئو را نشان میدهد.
| نمرات پایین | عاملهای شخصیت | نمرات بالا |
| آرام، خونسرد، غیرهیجانی، باقدرت، مطمئن، متکی به خود | روان رنجورخویی (N) | نگران، عصبی، هیجانی، نامطمئن، بیکفایت، ترسو |
| تودار، متین، بی اشتیاق، نجوش، تکلیف مدار، کناره گیر، آرام | برونگرایی (E) | خونگرم، فعال، پرحرف، مهربان، اجتماعی، فردمدار، خوشبین |
| منفی، غیرخلاق، بی علاقه، بیتوجه به هنر، غیرتخیلی | انعطاف پذیری (O) | کنجکاو، با علایق متنوع، خلاق، مبتکر، تخیلی، غیرسنتی |
| خودخواه، بدخلق، بدگمان، تکرو، کینه توز، بی ثبات، تأثیرپذیر | توافق پذیری (A) | خوش قلب، خوشخلق، قابل اعتماد، دارای حس همکاری، با گذشت، خوش باور، مصمم |
| بی هدف، غیرقابل اعتماد، تنبل، بی دقت، بی بندو بار،، بی آرمان، لذت جو | با وجدان بودن (C) | منظم، قابل اعتماد، سخت کوش، خود تنظیم، وقت شناس، دقیق، تمیز، برانگیخته، خوداستقامت |
به نقل از یخوابی (۱۳۸۹)
گستردگی پذیرش پنج فاکتور اصلی نظریه پنج عاملی شخصیت، که مدعی است پنج بعد اصلی شخصیت (روان رنجور خویی، برون گرایی، گشودگی به تجربه، موافق بودن، باوجدان بودن) برای قضاوت در مورد سازگاری و ثبات رفتاری، عاطفی و شناختی در نمونههای غیر بالینی، هم لازم و هم کافی است، اشاره به این دارد که دیگر ساز ههای ساختاری و شخص محور مانند راهبردهای یادگیری ممکن است به سادگی منعکس کننده ی تفاوتهای بارز فردی مورد بحث در مدل پنج عاملی باشد (کامورو و فورنهام[۱۰] ۲۰۰۸).
فورنهام و جکسون[۱۱] (۱۹۹۹) با یافتن همبستگی بین ویژگیهای شخصیتی و سبکهای یادگیری، آشکارا بیان نمودهاند که سبکهای یادگیری زیر مجموعه شخصیت هستند. آنها در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده اند که بین سبکهای یادگیری و ویژگیهای شخصیتی رابطه وجود دارد، و بیان نموده اند که ویژگیهای شخصیتی ترجیحات شغلی افراد را توجیه میکند و سبکهای یادگیری نیز ترجیحات شغلی و تحصیلی افراد را پیش بینی میکند.
[۱] -Tiliopoulos
[۲] -Pallier
[۳] -Coxon
[۴] -Competence
[۵] -Order
[۶] -Dutifulness
[۷]– Achievement striving
[۸] -Self-discipline
[۹] -Deliberation
[۱۰] – Chamorro& Furnham
[۱۱] – Furnham & Jackson
اضطراب: در این تحقیق اضطراب عبارت است از نمرهای است که فرد پس از پاسخگویی به سئوالهای آزمون اضطراب کتل کسب میکند.
افسردگی: در این تحقیق افسردگی عبارت است از نمرهای که فرد پس از پاسخگویی به سئوالهای آزمون افسردگی بک کسب میکند.
تنش ارگی: در این پژوهش منظور از تنش ارگی سطح تمایل به هیجان پذیری و عصبانیت توسط فرد است که این سطح از طریق نمرهای که فرد در آزمون اضطراب کتل پس از پاسخگویی به سئوالات ۷، ۹، ۱۳، ۱۹، ۲۷، ۳۰، ۳۳، ۳۶ و ۳۸ کسب مینماید، مشخص میشود.
گرایش به گنهکاری: در این پژوهش تعریف عملیاتی گرایش به گنهکاری نمرهای است که فرد پس از پاسخگویی به سئوالات ۱۴، ۱۵، ۱۷، ۲۰، ۲۵، ۳۱ و ۳۵ این مؤلفه به دست آورده است.
گرایش پارانویایی: همان نمرهای است که آزمودنی در پاسخ به سئوالاتی که مربوط به مؤلفه گرایش پارانویایی است (سوال۲، ۸، ۴، ۲۸، ۳۲، ۴۰ و ۱۸) کسب کرده است.
نیروی من: این مؤلفه در این پژوهش همبستگی منفی با عامل اضطراب دارد و در واقع نمرهای که فرد از سئوالات (۱، ۳،۱۱، ۱۲، ۲۴، ۳۴، ۳۷) این بخش میگیرد بیانگر کنترل اضطراب توسط وی خواهد بود.
تحول هوشیاری نسبت به خود: آزمودنی به سئوالات پاسخ میدهد که روشنگر وجود مؤلفهی تحول هوشیاری نسبت به خود اوست. پاسخهایی که وی به این سئوالات (۵، ۶، ۱۰، ۲۱، ۲۲، ۲۶، ۲۹ و ۳۹) میدهد و نمرهای که از پاسخگویی به آنها دریافت میکند تحول هوشیاری نسبت به خود در این پژوهش را تعریف میکند.
ادبیات و پیشینه پژوهش
امروزه اضطراب و دلواپسی برای میلیونها انسان به صورت مشکلی غیر قابل حل و خسته کننده درآمده است، ولی باید در نظر داشت که نگرانیها همه مخرب نیستند و به کمک یک برنامهریزی دقیق میتوان آن ها را از بین برد .نگرانی مفرط یا به عبارت دیگر – دلشوره– یک بیماری روحی است که باعث میشود سلامتی جسمی به خطر بیفتد. نگرانیها اغلب نتیجه تعبیر نادرست افراد از حقیقت است .ما می توانیم روح حقیقتگرایی و واقعبینی را به طرق مختلف در خودمان تقویت کنیم. روانشناسان چنین معتقدند که: «هیچ وقت در خلوت خویش نباید به اضطراب و نگرانی فکر کرد».
اضطراب عبارت است از یک عامل ناشناخته و نامعلوم که موجب پریشانی فکر و گاه باعث بروز علائم احساس خطر از جمله تپش قلب و رنگپریدگی میشود. در فرآیند اضطراب بر خلاف ترس طبیعی، یک عامل حقیقی ترسآور یا خطرناک یا آسیب رسان وجود ندارد بلکه فقط به طور خودکار و ناخود آگاه ذهن آدمی دچار احساس خطر میشود و هرگاه ذهن در اثر تنشهای روانی و استرسهای عصبی و حوادث ناخوشایند و ناگواری که در زندگی مکرراً برایمان رخ میدهد از روال عادی خارج شود و حساسیت بیش از حد به رخدادهای آتی و احتمالی پیدا کند دچار اضطراب میشویم. علل پیدایش اضطراب عوامل وراثتی، تجربههای تلخ سالهای گذشته و محیط ناآرام و عصبی است. اثرات مخرب آن بر تفکر باعث اختلال در تمرکز حواس میشود، قدرت تصمیمگیری و اراده را از انسان سلب میکند، او را بدبین میسازد و باعث میشود که انسان دیگر فرد مثمرثمر و سودمندی نباشد (کاپلان[۱]،۲۰۰۷، ص ۹۸۸).
اختلال افسردگی[۲] اساسی یکی از شایعترین تشخیصهای روانپزشکی است که مشخصه آن خلق افسرده و با احساس غمگینی، اعتماد به نفس پایین و بیعلاقگی به هر نوع فعالیت و لذت روزمره مشخص میشود؛ چیزی که از آن به عنوان «سرماخوردگی روانی» یاد میشود. افسردگی مجموعهای از حالات مختلف روحی و روانی است که از احساس خفیف ملال تا سکوت و دوری از فعالیت روزمره بروز میکند.
افسردگی و اضطراب از شایع ترین بیماریهای روانپزشکی به شمار میرود. بهطور آماری از هر پنج زن، سه زن و از هر پنج مرد دو مرد در طول عمر دچار عارضهی افسردگی و اضطراب میشوند. این بیماریها جزو بیماریهای مزمن و گاه ناتوانکننده هستند که در صورت عدم درمان باعث اختلال در عملکرد اجتماعی، فردی، شغلی و زناشویی بیمار میشوند. از جمله علایم شایع در بیماری افسردگی، کاهش سطح انرژی، احساس بیحسی و ضعف، احساس یأس و ناامیدی، عدم احساس لذت، انزوا طلبی، اختلال درتمرکز و حافظه، اختلال در اشتها، وزن و خواب، اختلال در عملکرد جنسی، دل مشغولی با احساس گناه، خود سرزنشگری و گاه خودکشی است (طاهری،۱۳۸۸،ص۲۴).
در مورد عارضهی اضطراب، بیمار در بسیاری از مواقع با علایم جسمی مانند تهوع، استفراغ، اسهال، تپش قلب، احساس تنگینفس، دردهای قفسهسینه با دردهای جسمی بدون علت در اندامها، سر درد، بی خوابی، سرگیجه و سبکی در سر، تعریق، لرزش و مورمور شدن اندامها، عدم تمرکز، اختلال حافظه، ناراحتی گوارشی به صورت احساس نفخ، یبوست و دردهای گوارشی و تکرر ادراری به پزشک مراجعه میکند.
[۱] Coplan
[۲] Depression disorder