کفایت اجتماعی:
سازگاری اجتماعی کودکان، کانون تحقیقات گسترده ای در سالهای اخیر شده است این تمرکز نتیجه تحقیقی بنیادی می باشد که رابطه قوی بن کفایت اجتماعی اولیه و سازگاری زندگی آینده و رشد سالم را بیان می کند (کریک و داج[۱] ، ۱۹۹۴). اگر چه تعاریف بی شماری از کفایت اجتماعی در ادبیات وجود دارد، یک اتفاق نظر بارز در میان اکثر تعاریف منتشر شده وجود دارد که کفایت به موثر بودن در تعامل با دیگران شاره می کند که هم از دید خود شخص و هم از دید دیگران می تواند در نظر گرفته شود (رز – گراستور[۲]، ۱۹۹۷؛ سکرین[۳]، ۲۰۰۰).
کفایت اجتماعی یک مفهوم قابل استفاده برای تنظیم و فراهم کردن انسجام ابعاد نسبتاً متمایز روابط دوستانه است. کفایت اجتماعی متشکل از گروهی از رفتارهای کلیدی بر اساس رشد بچه ها می باشد (گرونیگ، ۱۹۹۴). با توجه به زینس، الیاس، کرین برگ و ویسبرگ (۲۰۰۰)، کفایت اجتماعی شامل رفتارها و مهارت های اجتماعی، عاطفی و شناختی می باشد که بچه ها برای سازگاری موفق نیاز دارند. کفایت اجتماعی در چگونگی گذر سالم فردا از کودکی به بزرگسالی تنش اساسی دارد. برون مهارت های اجتماعی لازم، فرد در عرصه هایی از کار، مهارت های زندگی روزانه، زندگی مستقل و مشارکت در جامعه به دردسر می افتد. کار فرمایان اغلب ادعا می کنند که کفایت اجتماعی از تجربه واقعی در مکانهای کار مهم تر است.
بچه هایی با اختلال هایی در کارکرد اجتماعی، رفتارهای ناسازگارانه زیادی (مانند عصبانیت، افسردگی)، طرد شدن از طرف همسالان و سازگاری اجتماعی ضعیف تر در زندگی آینده نشان می دهند. یکی از ویژگی های اصلی کفایت اجتماعی رشد و کاربرد مهارت های فرا اجتماعی است. مهارتهای فرا اجتماعی در ایجاد روابط اجتماعی سالم و مثبت مهم هستند (راینیکه[۴]، ۱۳۸۰).
[۱] – Crick & Dadge
[۲] – Roise – Kransor
[۳] – Segrin
[۴] – Rinike
تعاریف مفهومی:
خلاقیت:عبارت است ازبه کارگیری تواناییهای ذهنی برای ایجادیک فکریامفهوم جدید.(جلیلیان ومرادی،۱۳۸۹)
عزت نفس:درجه ی تاَیید،پذیرش وارزشمندی است که شخص نسبت به خودیاخویشتن احساس میکند(عابدی وباغبان،۱۳۸۸)
خودکارآمدی:بندورا خودکارآمدی راباوروقضاوت فردازتوانایی خوددرانجام وظایف گوناگون وشرایط آنهاتعریف می کند.
خودکنترلی:بیا گرمیزان مطابقت ویژگی های رفتاری خودباشرایط وموقعیت موجوداست(اعتباریان وپورولی،۱۳۸۷به نقل ازکریتنر۱۳۸۴)
تعاریف عملیاتی:
معیارخلاقیت دراین پژوهش نمره ای است که دبیران درآزمون خلاقیت کسب میکنند.(جلیلیان ومرادی،۱۳۸۹).
-دراین پژوهش معیارعزت نفس نمره ای است که دبیران درآزمون عزت نفس کسب می کنند.حداقل نمره ای که یک فردمی گیردصفروحداکثر۵۰خواهدبود که نمره بیشترنمایان گرعزت نفس بالاتراست.(بیابان گرد،۱۳۷۲)
-دراین پژوهش معیار خود کارامدی نمره ای است که دبیران در آزمون خود کارآمدی کسب می کنند.آزمون شامل ۱۷ماده است که نمره بیشتر نشان از خود کارآمدی بالاتر دارد.(اصغر نژاد،۱۳۸۵)
-دراین پژوهش معیار خود کنترلی نمره ای است که دبیران در آزمون خود کنترلی کسب می کنند .دارای ۳۶ عبارت است وکمترین نمره ۳۶ وبیشترین ۱۸۰ است .
روش شناسی پژوهش:
دراین پژوهش متغییرهای عزت نفس،خودکارآمدی وخودکنترلی متغییر پیش بین وخلاقیت متغییرملاک است.روش مورداستفاده در پژوهش حاضر از نظر نحوه ی گردآوری داده ها از نوع توصیفی وبه روش همبستگی است. در روش همبستگی روابط بین بیش از یک متغیر با هم بررسی می شود و نتیجه همبستگی بدست آمده در صورت معنادار بودن نمونه انتخاب شده به جامعه تعمیم داده می شود.
“تحقیق توصیفی انچه را که هست توصیف می کند وشامل توصیف ، ثبت تجزیه وتحلیل وتفسیرشرایط موجود ” داده های پژوهش بابهره گیری از۴پرسشنامه استاندارد که قبلا روایی وپایایی آنها بدست امده است گرداوری وداده ها بااستفاده ازspss تحلیل ونتایج آن مورد تحلیل قرارگرفت .
ابزار مورد استفاده در پژوهش فوق پرسشنامه های استاندارد شده عزت نفس کوپر اسمیت،پرسشنامه باورهای خود کارآمدی شرر،خود کنترلی تانجنی وپرسشنامه خلاقیت تورنس می باشدکه در تحقیقات پیشین اعتبار آ ن ها مورد تایید قرار گرفته است.
مقدمه:
پیچیدگی شخصیت انسان ،مشکلات خاصی را برای آن دسته که تلاش کرده اند یک تعریف جامع برای این واژه بیابند ،ایجاد کرده است .بعضی ازاین تلاشها که به صورت بسیار گسترده هم ادامه یافته است.بسیارمشکل است که بتوانیم مساله را به صورت دقیق مورد بررسی قرار دهیم زیرا حتی در زنگی روز مره ،تقریبا غیر ممکن است شخصیت کسی را تصور کرد،به هر حال در تلا ش جهت مطرح کردن مواردمنطقی دراین زمینه،درسالهای اخیر روانشناسان نشان داده اند که ویژگی های شناختی ازقبیل:هوش وویژگیهای فیزیکی ازقبیل:مهارتهای جسمانی راازواژه شخصیت متمایز کنند.این توصیف شخصیت راساختاری نسبتا پایدار ازخصوصیات انگیزشی شخص تعریف کرده است.واژه شخصیت اساسا به خصوصیات ذاتی موثر،احساسات،برداشتها،علکردهای نآگاهانه،تمایلات وایده آلها که خصوصیات رفتاری وفکری یک نفرراتعیین می کنند،گفته می شود.
امروزه سازمانهای اداری جهان درگیر مسائل ومشکلات فراوانی هستند.بعضی ازاین دشواریها ازطریق به کارگرفتن فنون مدیریت قابل حل است وبرخی دیگر که باجنبه های انسانی سروکاردارد به آسانی قابل حل شدن نیست.جنبه های انسانی بیشتر به بررسی وشناخت رفتارهای افراد درون سازمان تاکیددارد.مطالعه رفتارانسانی درسازمانها یکی ازموضوعات مورد تاکید درعلوم رفتاری است که به تجزیه وتحلیل نظام مند وعلمی افراد وگروهها درسازمان می پردازد وهدف آن درک،پیش بینی وبهبود عملکرد فرد ودرنهایت عملکرد سازمان است.
.شخصیت وخلاقیت:
ازدنیای امروز به دلیل ویژگیهای متغیر وخلاقی که دارد تحت عنوان”عصرخلاقیت ونوآوری”[۱]
نام برده می شود،دراین دوران فرایندها ،پدیده های خلاقیت ،نوآ وری وکار آفرینی عرصه های بسیار گسترده ای از جامعه انسانی را تحت تاثیرات عمیق خود قرار داده است .از این رو عامل اساسی پایداری ،پویایی وموفقیتهای نهادهای مختلف ،حرکت با محوریت خلاقیت ونو آوری است .
خلاقیت مفهومی است که مورد توجه فراوان روانشناسان به خصوص روانشناسان کمال قرار دارد وامروزه ،همه محققان دراین نظر متفق اند که اساس قدرت انسان ناشی از خلاقیت اوست واهمیت خلاقیت ونقش زیر بنایی آن در کلیه مسایل زندگی برهمگان آشکاراست.برخی ازصاحب نظران قائل به این تعریف هستند که خلاقیت کشفی ناگهانی است که این تعریف به مقوله کشف وشهودنزدیکتر است وبرخی دیگر نیز قائل به این تعریف هستند که خلاقیت فرآیندی مستمر ومداوم است،درعین حال نیازمند زمینه وبستراولیه نیز می باشد،این مداومت دروجود فرد نوعی بی قراری،تلاش وکنکاش ایجاد می کند تابدانجا که ازخود چیزهای تازه ای به ظهور می رساند.فرد خلاق،پذیرای اندیشه های تازه است،او محیطی رابه وجود می آورد که درآن تجربه ها را می آفریند.(چراغ چشم،۱۳۸۶)
از خلاقیت تعریفهای گوناگون ی ارائه شده است که هریک بیانگر دیدگاه ویژه ای هستند.تورنس(۱۹۶۲)که از پیشگامان محیط گرایی شناخته می شود ،تفکر خلاق را فرایند احساس خلاء ها واختلال ها ،عناصر غایب ،شکل دهی ایده ها وفرضیه هایی درباره آنها ،آزمودناین فرضیه ها،برآورد ا نتایج ،تعبیر وآزمودن درباره این فرضیع ها می داند .راجرز(۱۹۴۵) به عنوان یک نظریه پرداز مکتب انسانگرایی بر این باور است که مفهوم خلاقیت را تنها در زمینه آثار هنری ورویدادها یاپیامدهای قابل دیدن می توان به کار برد . به باور وی خلاقیت در نهایت باعث شکوفایی “آدمی می شود وراجرز آن راهدف نهایی پیشرفتهر انسانی می پندارد.
۱-The age of Innovation