
شاخص های بهره وری غالباً برای سنجش پیشرفت و کامیابی سازمان ها و تعیین نقاط قوت و ضعف آنها به کار می روند. محاسبه این شاخص ها به ویژه در سازمان های خدماتی که خدمات یعنی محصولات غیرقابل لمس تولید می کنند، بسیار دشوارتر است. تجزیه و تحلیل شاخص های بهره وری مشخص می سازد در کجا امکان و فرصت بهبود بهره وری در سازمان وجود دارد. بطور کلی شاخص های بهره وری را می توان به دو بخش کلی تقسیم کرد:
– شاخص کلی: نسبت خروجی به جمع کل ورودی ها (نیروی کار، هوا، سرمایه و…)
– شاخص جزئی: نسبت خروجی به هر یک از ورودی ها
هر نوع رابطه میان عوامل مؤثر و اجزای عملکرد بخش های داخلی و فعالیت های مختلف یک سازمان که به شکل نسبت بیان می شود (وفانواد،۱۳۸۲: ۸۳).


عوامل خارجی (غیرقابل کنترل)
به عواملی اطلاق م یشود که از خارج بر سازمان اثر می گذارد و تحت اختیار افراد و مدیران درون سازمان نیستند، لاجرم سازمان باید خود را با تغییرات آنها منطبق سازد. مانند قوانین و مقررات ملی، سیاست های بین المللی، آیین نامه ها و قوانین مالیاتی، عوامل و روابط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و… که با توجه به ارتباطاتشان با سازمان می توانند بر ارتقای بهره وری آن اثرگذار باشند.
عوامل داخلی (قابل کنترل)
این عوامل تحت حیطه و اختیارهای افراد و مدیران داخل سازمان است که با تعمق و مدیریت صحیح می تواند با بهر هوری بالا به کار گرفته شود. این عوامل را م یتوان به شرح ذیل تقسی مبندی نمود:
الف) عوامل مؤثر بر ارتقای بهره وری نیروی انسانی مانند:
– توان فنی و تخصصی نیروی کار و قدرت انجام کار، از قبیل (علم، تحصیلات، شخصیت،
استعداد و…)
– توان انگیزه و تمایل به انجام کار، از قبیل نیازهای مادی و فیزیکی، نیازهای روحی- روانی، محیط کار، برخوردهای مدیریت در قبال ایجاد انگیزش و… (آسترکی ،۱۳۸۹: ۲۴).
ب) عوامل مؤثر بر ارتقای بهره وری مدیریت مانند:
– فلسفه و سبک مدیریت، سازماندهی، هماهنگی و کنترل سیستم های اطلاعاتی مدیریت (ابطحی ، ۱۳۸۳: ۲۶).


برای حضور در صحنه های بین المللی کشورهایی می توانند حضور قوی پیدا کنند که ضمن استفاده بهینه از عوامل تولید، بخش های کشاورزی- صنعت و خدمات آنها نیز در حالت رقابت پذیری کامل با دیگر کشورها باشد.
با نگاهی به کشورهای موفق جهان دیده م یشود که این کشورها بهای لازم را به نیروی انسانی به عنوان مهم ترین عامل تولیدی می دهند و در مقابل این نیرو و با بالا بردن بهره وری خود در منافع حاصل از تولید سهیم م یشوند، که بالا بردن بهره وری باعث بوجود آمدن نظامی م یشود که از آن همه طبقات اجتماعی استفاده می برند.
بهره وری در جامعه زمانی تحقق پیدا می کند که تمامی بخش های تولیدی، اجتماعی و خدماتی سعی در استفاده از یک نظام مناسب بهر هوری داشته باشند که معمولاً نظام قانونگذار می تواند با هموار کردن راهها، باعث بوجود آمدن بهره وری شود و عامل انسانی در راه تکامل آن کوشش کنند(آسترکی ،۱۳۸۹: ۲۳).


مهمترین عوامل مؤثر در کاهش بهره وری در داخل یک سازمان به شرح زیر است:
– وجود تبعیض بین کارکنان (ناشی از ضعف مدیریت)
– ناامنی شغلی
– موفق نبودن و بی میلی بر برنامه ریزی های میان مدت یا بلندمدت (ضعف مدیریت)
– کنترل نکردن (بی ثباتی در برنام ههای کنترلی) (ضعف مدیریت)
– ناهماهنگی رشته تحصیلی و شغلی
– استفاده نکردن از تخصص ها در مشاغل مربوطه (ضعف مدیریت)
– ریشه این عوامل معمولاً در خارج از سازمان یافت می شود (ضعف)
– بی برنامگی مدیریت
– فقدان کارآموزی (ضعف مدیریت)
– ناهماهنگی استعدادهای فردی و شغلی (ضعف مدیریت)
– بی کفایتی سرپرست (ضعف مدیریت)
– بی علاقگی به کار فعلی و انتقال پی در پی نیروی انسانی
– تورم نیروی انسانی (ضعف مدیریت)
تقریباً تمامی عوامل کاهش بهر هوری نیروی انسانی به ضعف مدیریت ارتباط دارد. در این میان باید رابطه فرد با سازمان ارتباطی متقابل و دوطرفه باشد. مدیر موفق کسی است که محیط فرهنگی سازمان خود را که عاملی بسیار مؤثر در رفتارهای کارکنان است عمیقاً بشناسد و درک کند و آن را در جهت اجرای برنامه های سازمان بکار گیرد. حقوق و مزایای افراد باید براساس ماهیت شغل، تخصص، تجارب و عملکرد افراد در برابر تغییرات و برنامه ها معین شود. اگر عملکرد افراد به دقت ارزیابی نشود و مطابق شایستگی به آنان امتیاز داده نشود یا به تعبیر دیگر افراد شایسته از امتیازات بیشتر در سازمان برخوردار نشوند در آن سازمان بتدریج فرهنگ کم کاری بوجود می آید(ابطحی ، ۱۳۸۳: ۲۹).


اصول بنیادینی وجود دارند که ارکان اصلی دانش بهره وری را تشکیل می دهند.
۱- باور بداریم که فعالیت های سازمان یافته بشر به صورت مداوم و بی پایان، قابل گسترش و بهبود است و تحقیقات و تجربیات در فراگردهای بهبود عملکرد به نفع عالم بشری می باشد.
۲- باور بداریم که این پیشرفت ها (بهبودها) با این کار شروع می شود که تشخیص دهیم چه تولید کنیم و چه چیز را تأمین نماییم (اثربخشی) چگونه باید تولید و تأمین کنیم (کارایی) و تولید و تأمین کالاها و خدمتها باید بدون وقفه (اشتغال) صورت پذیرد.
۳- باور بداریم که اثربخشی هنگامی به وجود می آید که فعالیت های سازمان یافته بشری به سوی پاسخگویی به نیازمندی های اجتماعی و خواسته های اصیل افراد چه در داخل و چه در خارج از سازمان جهت یابد؛ و نیز اثربخشی به مفهوم کیفیت، به معنای متغیری از پذیرش رضایتمندانه کالاها و خدمت ها، اشراف و تأکید دارد.
۴- باور بداریم که کارایی هنگامی وجود دارد که فعالیت های سازمان یافته به نحوی انجام پذیرد که برای تولید و تأمین کالاها و خدمت ها با کیفیت بالا، مقادیر منابع مصرف شده، بیش از حد نیاز نباشد.
۵- باور بداریم که اشتغال هنگامی است که فعالیت مؤثر و کارآمد انسانی وقتی که شروع شد، به صورت مداوم و بدون وقفه باید ادامه یابد.
۶- باور بداریم هنگامی که فعالی تهای انسانی به صورت فزایند های مؤثر و کارآمد باشد، انسا نها با افزایش استاندارد زندگی، از امکانات بیشتر برای توسعه و تولید و فرصت های گسترده برای بازیابی و حل و اصلاح مشکلاتی که جهان با آن مواجه است، بهره مند خواهند شد.
