بانک پایان نامه های روانشناسی

بانک پایان نامه های ارشد - رشته روانشناسی - پایان نامه روانشناسی بالینی,پایان نامه روانشناسی عمومی,پایان نامه روانشناسی بالینی,پایان نامه روانشناسی کودکان,پایان نامه روانشناسی استثنائی-با فرمت ورد - متن کامل-

بانک پایان نامه های روانشناسی

بانک پایان نامه های ارشد - رشته روانشناسی - پایان نامه روانشناسی بالینی,پایان نامه روانشناسی عمومی,پایان نامه روانشناسی بالینی,پایان نامه روانشناسی کودکان,پایان نامه روانشناسی استثنائی-با فرمت ورد - متن کامل-

پایان نامه رابطه خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان و آموزش مهارتهای مدیریت زمان

رویکردهای مدیریت زمان در خصوص مدیریت زمان

رویکردهای متفاوتی مطرح شده که بیان هر یک از آنها می پردازیم:

رویکرد عینیت گرا: طرفداران این دیدگاه دید کمی و آماری به زمان دارند، قوانین مطلق گرایانه و عینی دارند امور را ثابت و بدون حرکت می بینند.

محیط و شرایط کاری در حال تغییر است افرادیکه این رویکرد را دارند نمی توانند از زمان استفاده کند (دیوانداری ، ۱۳۸۹)

تخیلی: برخی به شکل خیالپردازانه عمل می کنند فکر می کنند در آینده همه کارهای مورد انتظار را می توانند انجام دهند زمان را واقعیتی می پندارند که در آینده تحقیق می یابد در حال حاضر نباید چندان به آن توجه کرد همیشه منتظر یک رخداد خارق العاده اند و همه چیز را سروسامان دهد عدم درک زمان منجر به از دست رفتن فرصت هایی می شود که تکرار پذیر نیستند.

تقدیر گرا: هر چه پیش آید خوش آید برای ایجاد تغییر نبایستی تلاش کرد.

این کار ممکن است برای آرامش دادن و جلوگیری از فشارهای روانی بی نظمی فردی مفید باشد اما مدیر مسئول سازمان نمی تواند به این صورت باشد.

بهره وری: با کمترین زمان و هزینه بایستی بهترین نتیجه و عملکرد کاری را گرفت. افراد سعی دارند زمان لازم برای انجام یک کار را به حداقل برسانند تا فرصت انجام سایر تکالیف را بدست آورند.

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد

پایان نامه سهم راهبردهای یادگیری خودتنظیمی در پیش بینی عملکرد تحصیلی دانشجویان

۲-۲-۱-۵ معنویت:

اهمیت معنویت[۱] و رشد معنوی در انسان، در چند دهه گذشته به صورتی روزافزون توجه روانشناسان و متخصصان بهداشت روانی را به خود جلب کرده است. پیشرفت علم روان شناسی از یک سو و ماهیت پویا و پیچیده ی جوامع نوین از سوی دیگر، باعث شده است که نیازهای معنوی بشر در برابر خواسته ها و نیازهای مادی قد علم کنند و اهمیت بیشتری یابند. به طوری که سازمان بهداشت جهانی در تعریف ابعاد وجودی انسان، به ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی [۲]اشاره می کند و بعد چهارم یعنی بعد معنوی را نیز در رشد و تکامل انسان مطرح می سازد. اما علی رغم تاکید روز افزون دانشمندان بر بعد معنوی رشد انسان، هنوز تعریف واحدی که دربرگیرنده تمامیت معنویت باشد، ارائه نشده است.

وون[۳](۱۹۹۳)،  معنویت را به عنوان تلاشی دائمی بشر برای پاسخ دادن به چراهای زندگی تعریف کرده است. معنویت یکی از نیازهای درونی انسان است که برخی صاحب نظران آن را متضمن بالاترین سطوح زمینه های رشد شناختی، اخلاقی، عاطفی، فردی(فارو[۴]،۱۹۸۴)،  تلاش همواره آدمی برای پاسخ دادن به چراهای زندگی می دانند(وست،۱۳۸۳).  به عبارت واضح تر استفاده بهینه از قوه خلاقیت و کنجکاوی برای  یافتن دلایل موجود مرتبط، با زنده ماندن و زندگی کردن و در نتیجه، رشد و تکامل، بخش مهمی از معنویت را تشکیل می دهد( شهیدی، ۱۳۷۹).

معنویت به معنای نقش زندگی یا روشی برای بودن و تجربه کردن است که با آگاهی  یافتن از یک بعد غیرمادی به وجود میآید و ارزش های قابل تشخیص، آن را معین می سازد الکینز[۵] و همکاران، ۱۹۸۸). و حسی والایی است که شور و شوق و گرایش انسان را برای عدالت خواهی و انصاف افزایش می دهد و هم نوایی و پیوستگی با خود و جهان آفرینش را پدید می آورد (تسی[۶]،۲۰۰۳).

در واقع معنویت یک ثروت فوق العاده و یک سازه متفاوت است که نمی توان آن را با یک تعریف ساده بیان کرد. معنویت به عنوان یکی از ابعاد انسانیت، شامل آگاهی و خودشناسی است و نیاز فراتر رفتن از خود در زندگی روزمره و یکپارچه شدن با کسی غیر از خودمان است. این آگاهی ممکن است منجر به تجربه ای شود که فراتر از خودمان است(جانسون[۷]، ۲۰۰۱). به عبارت دیگر، معنویت امری همگانی است و همانند هیجان، درجاتو جلوه های مختلفی دارد به طوری که ممکن است هشیار یا ناهشیار، رشدیافته یا غیر رشدیافته، سالم یا بیمارگونه، ساده یا پیچیده و مفید یا خطرناک باشد (وگان[۸]، ۲۰۰۲).

ایمونز[۹] تلاش کرد معنویت را بر اساس تعریف گاردنر از هوش، در چارچوب هوش مطرح نماید. وی معتقد  بود معنویت می تواند شکلی از هوش تلقی شود زیرا قادر به پیشبینی عملکرد و سازگاری فرد (مثلاً سلامتی بیشتر) بوده و همچنین می تواند قابلیت هایی را مطرح کند که افراد را قادر سازد تا به حل مسائل پرداخته و به اهدافشان دسترسی پیدا کنند. در حالی که گاردنر، ایمونز را مورد انتقاد قرار می دهد و معتقد است که باید از جنبه های عقلانی، حل مسئله و پردازش اطلاعات جدا کرد (امرم[۱۰]، ۲۰۰۵).

می توان علت مخالفت بعضی از محققان همانند گاردنر در مورد این مسئله که هوش معنوی متضمن انگیزش، تمایل ، اخلاق و شخصیت است را به نگاه شناخت گرایانه آنان از هوش نسبت داد (نازل[۱۱]، ۲۰۰۴). وگان بعضی از خصوصیات معنویت را چنین عنوان کرده است:

  • بالاترین سطح رشد در زمینه های مختلف شناختی، اخلاقی، هیجانی و بین فردی را در بر می گیرد.
  • یکی از حوزه های رشدی مجزا می باشد.
  • بیشتر به عنوان نگرش مطرح است(مانند گشودگی نسبت به عشق).
  • شامل تجربه های اوج می شود.

به طور کلی معنویت [۱۲]  به سفر زندگی در کشف معنا و مفهومی شخصی اشاره دارد و اصطلاحی است برگرفته از کلمه لاتین برای نفس و تنفس کردن و نشان دهنده اصل پویا و زنده ی موجود در هستی یعنی حس حفظ کردن زندگی می باشد. با این تعریف روح چیزی است که زندگی می دهد یا به موجود جان می بخشد. در لغت نامه دهخدا معنویت به معنای معنوی بودن است ومعنوی منسوب به”معنی” در مقابل لفظ و نیز “باطنی و روحانی” در مقابل “مادی و صوری” است. به دیگر سخن، معنویت یعنی معنایی که فقط توسط قلب شناخته می شود.  معنویت در فرهنگ آکسفورد به معنی در ارتباط بودن با روح یا کیفیت های روانی برتر، متعلق بودن یا در ارتباط بودن با چیزها یا موضوعات مقدس، ایستادن یا تکیه دادن به دیگران، دین داری، درستکاری، پرهیزکاری، و به لحاظ روحی خوب بودن، داشتن تمایلات یا غرایز معنوی و … آمده است.

الکینز و همکاران(۱۹۸۸)، چهار پیش فرض در خصوص هوش معنوی مطرح کرده اند:

  • مؤلفه ی تحت عنوان بعد معنوی وجود دارد.
  • معنویت یک پدیده انسانی است و به صورت قابلیت و ظرفیت، در همه مردم وجود دارد.
  • معنویت مترادف با مذهبی بودن نیست.
  • معنویت قابل تعریف، تشریح و اندازهگیری است.
  • محققان و صاحب نظران پنج توانایی و مهارت را در مورد هوش معنوی اشاره کرده اند:
  • توسعه و حفظ ارتباط با منشاء غایی همه موجودات
  • کامیابی در جستجوی معنای زندگی
  • یافتن یک مسیر اخلاقی که بر هدایت ما در زندگی کمک می کند.
  • درک معنویت و ارزش ها در زندگی شخصی
  • تعاملات و روابط بین فردی

بنابراین، می توان گفت که هوش معنوی تمام آن چیزهایی است که به آن معتقدیم و نقش باورها و هنجارها، عقاید و ارزش ها را در فعالیت های که بر عهده می گیریم، نشان می دهد( عبدالله زاده، ۱۳۸۶).

با توجه به تعاریف بالا، مفهوم معنویت با حیاتی ترین کیفیات زندگی سروکار دارد و متضمن ویژگی های غیرمادی در زندگی است که از جسم یا سایر امور مادی تر و محسوس تر ما منجمله حواس پنج گانه متمایز است.

 

متن کامل پایان نامه

پایان نامه سهم مقیاس های هوش معنوی در پیش بینی عملکرد تحصیلی دانشجویان

  • دیدگاه های مختلف در زمینه معنویت:

۲-۲-۱-۵-۱-۱ دیدگاه الکینز

الکینز[۱] معنویت را راهی برای بودن و تجربه کردن می داند که از طریق آگاهی از یک بعد متعالی به دست آمده و به وسیله ارزش های قابل تعریف و مسلم با توجه به خود، دیگران، طبیعت، زندگی و هر آن چه یک فرد به عنوان نهایت و غایت در نظر دارد، مشخص می شود (مه یر[۲]، ۲۰۰۰).

الکینز و همکاران چند بعد مهم معنویترا تعریفکردهاند که عبارتند از:

الف)  درک معنا و مفهوم زندگی

ب)  داشتن حس تقدس در زندگی

ج) بهبود تعادل در ارزش های مادی

د) داشتن چشم اندازی برای بهبود جهان (ساغروانی، ۱۳۸۸).

۲-۲-۱-۵-۱-۲ دیدگاه فریدمن و مکدونالد۱

فریدمن و مکدونالد[۳] ( ۲۰۰۴ )، معنویت را نیاز به فراتر رفتن از خود در زندگی و یکپارچه شدن با کسی غیر

از خود می دانند که این آگاهی منجر به تجربه فرارفتن از خویش می شود. همچنین این پژوهشگران معنویت را به عنوان:

الف) تمرکز بر معنای نهایی و غایی زندگی

ب) آگاهی و رشد سطوح چندگانه هوشیاری

ج) تجربه تقدسو ارزشمندی زندگی

د) تعالی خود به کل وسیعتر تعریف می کنند.

۲-۲-۱-۵-۱-۳ دیدگاه گاردنر

از نظر گاردنر ( ۱۹۹۹ )، معنویت را می توان به عنوان توجه به هستی یا مسایل وجودی و یا رسیدن به حالت بودن” و یا تأثیری که بعضی مردم بر دیگران می گذارند، توصیف کرد.  وی معتقد است هوش وجودی، دل مشغولی با مسایل غایی یعنی شناختی ترین بعد معنویت است و اظهار می کند که شاید هوش وجودی نوعی از هوش باشد.

۲-۲-۱-۵-۱-۴ دیدگاه ویلیام وست

ویلیام وست[۴] معنویت را تلاش همواره ی بشر برای پاسخ به چراهای زندگی تعریف کرده و به کارگیری بهینه قوهی خلاقیت و کنجکاوی برای یافتن دلایل موجود و مرتبط با زیستن در نتیجه تکامل انسان را بخش مهمی از معنویت می داند (صمدی، ۱۳۸۵).

۲-۲-۱-۵-۱-۵ دیدگاه گروم

گروم[۵] (۱۹۹۸)، معتقد است معنویت مفهومی هستی شناسی است که انسان تکامل بخش آن است. انسانیت انسان وابسته به وجود معنوی اوست و بدین سان میتوان گفت معنویت ریشه های زیست شناختی و تکاملی دارد (صمدی، ۱۳۸۵).

۲-۲-۱-۵-۱-۶ دیدگاه ویگلزورث

از نظر ویگلزورث[۶] ( ۲۰۰۴ )، معنویت نیاز درونی انسان به اتصال با چیزی وسیع تر از خودمان است؛ چیزی ورای خود که به صورت داشتن دو مؤلفه تعریف می شود:

مؤلفه عمودی: چیزی مقدس، الهی، بدون زمان و مکان، قدرتی برتر، هوشیاری غایی یا تمایل به متصل بودن به منبع لایتناهی و هدایت توسط آن منبع مؤلفه افقی: در خدمت همنوعان و موجودات دیگر بودن.

۱- Elkins

[۲] – Mayer, J. D

[۳] – Friedman, H; MacDonald, D.

[۴] – West, W. F.

[۵] – Groome, T.H.

[۶] – Wigglesworth , C.

 

متن کامل پایان نامه

پایان نامه تفاوت سطح کمال گرایی افراد بیمار و افرادسالم

۱-۴ اهداف تحقیق

اهداف اختصاصی : شناسایی تفاوت در بیماران زن و مرد عروق کرونر در ابعاد کمال گرایی ، سیستم فعال سازی / بازداری رفتاری و تاب آوری .

اهداف کاربردی : جهت بهبود و تسریع درمان و جلوگیری از پیشرفت بیماری عروق کرونر .

 

۱-۵ فرضیه های تحقیق

با توجه به سوال مطرح شده در تحقیق حاضر فرضیه های زیر مطرح می گردد :

۱-بین سطح کمال گرایی افراد بیمار و افرادسالم تفاوت وجود دارد .

۲-بین سطح تاب آوری افراد بیمار و افراد سالم تفاوت وجود ندارد.

۳-بر اساس مؤلفه های کمال گرایی ( نگرانی در مورد اشتباهات ، تردید نسبت به اعمال ، انتظارات والدین ، انتقاد والدین ،معیارهای فردی و نظم و ترتیب ) ، جنسیت ، سطح تحصیلات و سن می توان سلامت افراد را پیش بینی کرد .

۴-براساس مؤلفه های سیستم فعال سازی /بازداری رفتاری ( مؤلفه بازداری رفتاری ، جنگ و گریز ، پاسخدهی در برابر پاداش ، کشاننده سیستم فعال سازی رفتاری و تفریح طلبی فعال سازی ) می توان سلامت افراد را پیش بینی کرد .

متن کامل پایان نامه

پایان نامه پیش بینی سلامت افراد بر اساس مؤلفه های کمال گرایی ، جنسیت ، سطح تحصیلات و سن

تعریف عملیاتی

عملیاتی:منظور از ابعاد کمال گرایی آزمون کمال گرایی چند بعدی فراست است و نمره ای است که شرکت کننده از این آزمون می گیرد .این مقیاس با شش بعد طراحی شده است که شامل:

نگرانی زیاد در موری اشتباهات ، معیارهای شخصی ، انتظارات والدین ، انتقاد والدین ، تردید در مورد فعالیت ها و سازماندهی می باشد . این مقیاس ۳۵ جمله در ۶ بعد است و فراست آلفای کرونباخ کل مقیاس را ۹۱/۰ گزارش کرد و روایی و اعتبار مناسبی را برای آن گزارش نمود (استوبر[۱] ، ۱۹۹۷) .

۱-۶-۲ سیستم های فعال ساز ی / بازداری رفتاری

سیستم بازداری رفتاری (BIS)

تعریف نظریa

این سیستم از لحاظ نوروآناتومی و نوروفیزیولوژی شامل سیستم سیتوهیپوکامپی ، اعصاب آوران مونوآمینرژیک از ساقه مغز ، و انتشار آن در لوب پیشانی قشر جدید مخ می باشد . گری معتقد است که این مکانیسم فیزیولوژیکی مسول کنترل تجربه ی اضطراب در پاسخ به علایم مرتبط است ( گری ، ۱۹۷۲، ۱۹۷۷، ۱۹۷۸، ۱۹۸۲، ۱۹۸۷ ب ،۱۹۹۰ ، به نقل از کارور و وایت ، ۱۹۹۴ ) . به اعتقاد گری ، BIS به علایم تنبیه ، عدم پاداش ، و جدید بودن حساسیت نشان می دهد و رفتارهایی را که ممکن است منجر به نتایج منفی یا دردناک شود بازداری می کند .بنابراین فعالیت BIS  باعث بازداری حرکت به سمت اهداف می شود . همچنین گری معتقد است که کارکرد BISمسئول تجربه ی احساس های منفی مانند ترس ، اضطراب ، ناکامی و غمگینی در پاسخ به علایم مرتبط با آنها است ( گری ، ۱۹۷۸ ، ۱۹۸۱ ، ۱۹۸۷ ب ، ۱۹۹۰ ، به نقل از کارور وایت ، ۱۹۹۴ ) .

در سطح های فردی و شخصیت ، حساسیت بالای BIS مترادف است با آمادگی و گرایش به اضطراب که فرد را برای مواجهه ی مناسب با شرایط محیطی آماده می کند (کارور وایت ، ۱۹۹۴ ) .

به اعتقاد کر (۲۰۰۸ ، ص. ۱۱) BIS سیستمی است که در کل مسئول حل تعارض بین اهداف است (مانند ، تعارض بین BAS- گرایش و FFFS- اجتناب ، تعارض بین BAS و BAS و تعارض بین FFFS و FFFS). این سیستم یک سیستم پسخوراند منفی است که مسئول مقابله با انحراف از وضعیت بدون تعارض است ، و موجب هیجان اضطراب می شود . اضطراب ناشی از فعالیت این سیستم مستلزم بازداری رفتارهای بالقوه تعارض برانگیز ، درگیری با فرآیندهای ارزیابی خطر ، و مرور محتویات حافظه و محیط به منظور حل تعارض موجود می باشد .

۱٫Stoeber ,J.

متن کامل پایان نامه