۲-۲-۴٫ ویژگیهای کیفیت زندگی
پژوهشگران برسه ویژگی کیفیت زندگی اتفاق نظردارند که به تفصیل در ذیل به آن میپردازیم:
الف ) بعد جسمانی : به دریافت فرد از تواناییهایش در انجام فعالیتهای روزانه که نیاز به مصرف انرژی دارد اشاره میکند که میتواند در برگیرنده مقیاسهایی مانند تحرک، انرژی ، توان ، درد و ناراحتی، خواب و استراحت و ظرفیت توان کار باشد.
ب) بعد روحی و روانی: جنبههای روحی واحساسی سلامت مانند افسردگی، ترس، عصبانیت، خوشحالی و آرامش را در بر میگیرد. بعضی از زیر ردههای این بعد عبارتند از تصویر از خود، احساس مثبت و منفی، اعتقادات مذهبی، فکر کردن و یادگیری، حافظه و تمرکز حواس.
ج ) بعد اجتماعی: به توانایی فرد در برقرار کردن ارتباط با اعضا خانواده، همسایگان، همکاران و سایر گروههای اجتماعی، وضعیت شغلی و شرایط اقتصادی کلی مربوط میشود.
د ) بعد معنوی: به چگونگی درک فرد از معنی و مفهوم و هدف زندگی دلالت دارد.
کیفیت زندگی عبارت است از تفاوت درک شده بین آن چه هست و آن چه باید باشد و بعد ذهنی کیفیت زندگی همان احساس خوب داشتن و رضایت فردی است.
۲-۲-۵٫ شیوههای بهبود کیفیت زندگی :
گودمن، از نخستین کسانی بود که در زمینه عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی کار کرده است. وی در یکی از تحقیقات خود، به این نتیجه رسیده که دو عامل بر کیفیت زندگی موثر است، عامل اول ابزاری است و منعکسکننده محیط زندگی و موقعیت خانوادگی است . عامل دوم ارتباطی است و کیفیت ارتباط بین فردی را نشان میدهد، این دو عامل مشابه نیازهای دوم و سوم مزلو یعنی نیاز به امنیت ونیاز به تعلق و عشق هستند. این مسئله اهمیت ابعاد مختلف زندگی را در بهبود کیفیت زندگی نشان میدهد. در کل برای بهبود کیفیت زندگی باید این بهبود در تمام ابعاد زندگی وجود داشته باشد. ( گودمن، ۱۹۹۷، به نقل از شریفی، ۱۳۸۹ ).
باید گفت که بهزیستی مفهومی انتزاعی و چندبعدی است که دارای فرضیههای متعددی است وعوامل بسیاری در تأمین بهزیستی افراد با یکدیگر تعامل دارند. در اینجا به دلیل اینکه مدل بهزیستی ریف، مدلی جامع و دربرگیرندهی متغیرهای پژوهش حاضر است، موردبررسی قرارمیگیرد.
مدل ریف شش بعد کارکرد روان شناسی مثبت که بهزیستی را احاطه کردهاند، در برمیگیرد. این شش بعد عبارتاند از:
متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
دیدگاه فرد نسبت به زندگی بیشتر بر پایه منابع شناختی است، تا عکسالعملهای هیجانی کوتاهمدت. به همین دلیل ازلحاظ مفهومی، رضایت از زندگی (جزء شناختی بهزیستی) پایدارتر از عناصر عاطفی است و درنتیجه از آن بهعنوان شاخص کلیدی بهزیستی ذهنی مثبت یاد میشود (داینر و داینر، ۲۰۰۹).
تعریف رضایت از زندگی عبارت است از: نگرش مساعد فرد به زندگی خود بهطورکلی (هیبرون[۱]،۲۰۰۷). کرسینی (۲۰۰۲) نیز رضایت از زندگی را ادراک یا احساس کلی مثبت هر فرد، در مورد کیفیت زندگیاش، میداند. رضایت از زندگی یک فرایند داوری است که افراد کیفیت زندگی خود را بر اساس ملاکهای منتخب خودارزیابی میکنند (شیخی و همکاران، ۱۳۸۹). بنابراین اینگونه ارزیابیها شامل پاسخهای هیجانی افراد، حیطه رضایت و ارزیابی شناختی آنان است (مالکوک[۲]، ۲۰۱۱).
راجع به رضایت، فلاسفه قدیم نظیر ارسطو، افلاطون و همچنین اریک فروم[۳] مباحث فراوانی را مطرح کردهاند. به عقیده فروم، نیازهای تأمین نشده بر جسم فشار میآورند و ارضای آنها سبب رضایت میشود. ازکمپ[۴] در تعریف رضایت میگوید: «در تضاد با مفهوم خوشحالی که ناظر بر تجربه عاطفی (هیجانها و احساسها) است، رضامندی بر تجربه شناختی یا داورانه ای دلالت دارد که بهعنوان اختلاف ادراک شده بین آرزو و پیشرفت قابلتعریف است. این تعریف طیفی را تشکیل میدهد که از ادراک کامروایی تا حس محرومیت را در برمیگیرد» (ازکمپ، ترجمه ماهر،۱۳۸۶). در حقیقت رضایت از زندگی این مسائل را منعکس میکند که تا چه اندازه نیازهای اساسی برآورده شدهاند و تا چه اندازه انواع دیگر اهداف، بهعنوان اهداف قابلدسترسی میباشند. درحالیکه برای افرادی که در شرایط کمتر پیشرفته زندگی میکنند، ارضای نیازهای اساسی، بیشتر موردتوجه قرار میگیرد (کومین و نیستیکو[۵]، ۲۰۰۲).
[۱].Haybron. D
[۲].Malkoc. A
[۳].Erich Fromm
[۴].Oskamp. S
[۵].Cummins. R & Nistico. H
متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
روانشناسان که فرد را واحد مطالعات خود میپندارند درجه مطلوبیت کیفیت زندگی را ناشی از رشد کامل شخصیت فرد میدانند و بر آن شدند تا میان کیفیت زندگی و ویژگیهای شخصیت انسان رابطه برقرار کنند. به زعم آنان، برخی از تیپهای شخصیتی کیفیت زندگی خود را مطلوب و برخی دیگر آن را نامطلوب تلقی میکنند. در این مشرب فکری کیفیت زندگی به عنوان یک نوع رفتاری تلقی شده که ناشی از خصوصیات و ویژگیهای فردی میباشد. تفاوتهایی که میتواند به شکل تفاوتهایی ظریف و جزیی در رفتار ظاهر شود و برخی افراد را به سبب عللی مانند افزایش خشم و عصبانیت، کمی وابستگی و تعلق خاطر به دیگران، کیفیت زندگی خود را نامطلوب تلقی کنند که این تبیینها را میتوان تحت الگوی نارسایی شخصیت بیان نمود. ( مختاری، نظری ، ۱۳۸۹)
اغلب نظریههای روانشناسی برآنند که ، در فرآیند اجتماعی شدن فرد با کیفیت زندگی پایین و معمولا در رابطه بین مادر و فرزند نقصان وجود داشته است. این نقیصه شامل ناراحتی عاطفی است که به پیدایی خصلتهای کژرفتار منتهی می شود.
۲-۲-۷٫ مفهوم کیفیت زندگی از دیدگاه نظریه پردازان روانشناختی
تبیینهای روانشناختی اجتماعی کیفیت زندگی پلی است بر شکاف موجود میان محیطگرایی گسترده در تبیین های جامعهشناسی و فردگرایی محدود در تبیینهایی که در آن کانون اصلی تحلیل عمدتاً متوجه موقعیتی است که فرد تلقی خاصی از کیفیت زندگی خود دارد و فرض نیز بر آن است که نحوه ارزیابی کیفیت زندگی درخلال کنشهای متقابل اجتماعی فرا گرفته میشود و این فراگیری نیز ناشی ازفرآیندهایی مانندیادگیری شرطی، تقویت، مشاهده، الگوسازی وهمچنین برچسب اجتماعی است.
۲-۲-۷-۱٫ گودمن
گودمن در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که دو عامل بر کیفیت زندگی موثر هستند : عامل اول را ابزاری و عامل دوم را ارتباطی ذکر کرده است که انعکاس کننده کیفیت ارتباط بین فردی است. این دو عامل مشابه نیازهای دوم و سوم مازلو یعنی نیاز به امنیت و نیاز به تعلق داشتن می باشد. (مختاری، نظری، ۱۳۸۹).
نتایج مطالعات آرسلان، هموتا و آسلو (۲۰۱۰) نشان داد که بین عزت نفس و رضایت از زندگی همبستگی مثبتی وجود دارد. بزرگمهر و سلیمی (۲۰۱۲) به این نتیجه رسیدند که تنهایی عاطفی یک پیش بینیکنندهی قوی منفی برای رضایت از زندگی است. مطالعات رضاپور و همکاران (۱۳۸۹) نشان داد که دینداری از طریق اثر بر اضطراب، افسردگی، نشانههای جسمانی و کنشوری اجتماعی بر رضایت از زندگی تأثیر دارد. نتایج مطالعهی مالکوک(۲۰۱۰) نشان داد که ویژگیهای شخصیتی و سبکهای مقابله[۱] نقش مهمی در توضیح بهزیستی ذهنی بازی میکند. روان نژندی[۲] پیش بینی کنندهی منفی و برونگرایی[۳] و باوجدان بودن[۴] پیش بینی کننده مثبتی برای بهزیستی ذهنی است. پژوهش کجباف، سجادیان، کاویانی و انوری(۱۳۹۰) نشان دهندهی این است که سبک زندگی اسلامی و شادکامی بارضایت از زندگی رابطهی مثبت و معناداری وجود دارد. مطالعهی احدی نریمانی، ابوالقاسمی و آسیایی (۱۳۸۸) نیز نشان داد که بین هوش هیجانی و خودکارآمدی با رضایت از زندگی رابطهی مثبت معنادار وجود دارد.
افرادی که بهزیستی ذهنی و رضایت از زندگی بالایی دارند، بیشتر علاقهمندند در اجتماع نقشی به عهده بگیرند، وقت فراغت پرشورتری برای خود ایجاد کنند و در فعالیتهای عمومی بیشتر شرکت کنند. دارای روحیه مشارکتی بیشتری هستند و عمدتاً دارای هیجانهای مثبتاندوازارزیابی مثبت رویدادهای در حال وقوع استقبال میکنند. در مقابل افرادی که بهزیستی ذهنی و رضایت از زندگی پایینی دارند، شرایط و رویدادها را نامطلوب ارزیابی کرده و به همین دلیل هیجانات نامطلوب مثل اضطراب، افسردگی و پرخاشگری را بیشتر تجربه میکنند (داینر،۲۰۰۰).
[۱].coping styles
[۲].neuroticism
[۳].extraversion
[۴].conscientiousness
متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید: