بانک پایان نامه های روانشناسی

بانک پایان نامه های ارشد - رشته روانشناسی - پایان نامه روانشناسی بالینی,پایان نامه روانشناسی عمومی,پایان نامه روانشناسی بالینی,پایان نامه روانشناسی کودکان,پایان نامه روانشناسی استثنائی-با فرمت ورد - متن کامل-

بانک پایان نامه های روانشناسی

بانک پایان نامه های ارشد - رشته روانشناسی - پایان نامه روانشناسی بالینی,پایان نامه روانشناسی عمومی,پایان نامه روانشناسی بالینی,پایان نامه روانشناسی کودکان,پایان نامه روانشناسی استثنائی-با فرمت ورد - متن کامل-

پایان نامه اعتبار پرسشنامه پژوهشگر ساختۀ مهارت های شناختی و فراشناختی در دانشجویان

مهارت های فراشناختی

واژه فراشناخت، اشاره دارد به آگاهی خودکار فراگیران از دانش و توانایی آنها در فهمیدن، کنترل کردن و به کار بردن فرایندهای شناختی خودشان، مهارت‌های فراشناختی، نه فقط در مدرسه، بلکه در طول زندگی هم از اهمیت بسیاری برخوردارند. به عنوان مثال، مامفورد (۱۹۸۶) می‌گوید؛ ضروری است که یک مدیر مؤثر، شخصی باشد که یادگرفتن را آموخته باشد. او این فرد را بدین صورت توصیف می‌کند: کسی که مراحل مختلف فرایند یادگیری را می‌داند و شیوه یادگیری خاص خودش را نیز به خوبی درک می‌کند. کسی که می‌تواند از موانع بر سر راه یادگیری عبور کند و این فرایند یادگیری را به موقعیتهای در حال کار، وارد کند.

فراشناخت، رشته نسبتاً جدیدی است و نظریه پردازان هنوز در مورد واژه ‌شناسی این رشته به نتایج مشخصی نرسیده‌اند. با این حال، اکثر تحقیقات انجام شده در زمینه فراشناخت، در محدوده این مقوله‌ها قرار دارند:

  • فراحافظه: این مقوله اشاره دارد به آگاهی و دانش یادگیرنده در مورد نظامهای حافظه‌ای خود و راهبردهایی که بتواند به شکل موثر از حافظه‌اش استفاده کند. فراحافظه شامل اینگونه عوامل می‌شود:

– آگاهی از راهبردهای مختلف به خاطر سپاری،

– دانش اینکه کدام راهبرد برای استفاده در یک فعالیت به خاطر بسپاری مشخص، مناسب است و

– دانش نحوه استفاده از یک راهبرد به خاطرسپاری فرضی به بهترین شکل ممکن.

– فرادرک[۱]: این واژه اشاره دارد به مهارت فراگیران در نظارت بر میزان فهمشان از اطلاعاتی که به آنها منتقل می‌شود، مهارت در تشخیص عدم موفقیت در فهم یک مطلب و به کار بردن راهبردهای ترمیمی به هنگام تشخیص عدم موفقیت.

[۱] monitoring

متن کامل پایان نامه

پایان نامه رابطه تاب آوری و شیوه های فرزند پروری

۱-۵ فرضیه­ها و سوال پژوهش

  • بین شیوه­های فرزند­پروری (اقتدار منطقی، استبدادی، سهل­گیرانه) با تاب آوری در دوره نوجوانی ارتباط وجود دارد.
  • بین ویژگی­های شخصیت با تاب آوری در دوره نوجوانی ارتباط وجود دارد.
  • بین شیوه­های فرزند­پروری (اقتدار منطقی، استبدادی، سهل­گیرانه) با ویژگی­های شخصیت در دوره نوجوانی ارتباط وجود دارد.

 

۱-۵-۳ سوال پژوهش:

  • سهم شیوه­های فرزند­پروری و ویژگی­های شخصیت در پیش­بینی تاب آوری نوجوانان چقدر است؟

 

۱-۶ تعاریف متغییر­ها

۱-۶-۱ تعریف نظری شیوه­های فرزند­پروری[۱]

دارلینگ و استینبرگ[۲] (۱۹۹۳؛ به نقل از گلاسکر و دیگران[۳]، ۱۹۹۷) شیوه­های فرزند­پروری را
این­گونه تعریف می­کند: «مجموعه­ای از گرایش­ها، اعمال و جلوه­های غیر کلامی، که ماهیت تعامل کودک و والدین را در تمامی موقعیت­های گوناگون مشخص می­کند.»

نحوه ارتباط و طرز برخورد والدین نسبت به فرزندان و احساسات و علاقه آن­ها به یکدیگر و چگونگی دخالت یا عدم دخالت آن­ها در کارهای مهم و همگان آن­هاست (شریعت­مداری، ۱۳۷۸؛ به نقل از طبقی، ۱۳۸۸)

[۱] – child-rearing practices

[۲] – Darling and Steinberg

[۳] – Glaskore, et al.

متن کامل پایان نامه

پایان نامه ارتباط شیوه های فرزند پروی با ویژگی های شخصیت

۱-۶-۲ تعریف عملیاتی شیوه­های فرزند­پروری

به نمره­ای اشاره دارد که فرد در آزمون شیوه­های فرزند­پروری بامریند به دست می­آورد که شامل سه الگوی مستبدانه، مقتدرانه و سهل­گیرانه است.

 

۱-۶-۳ تعریف نظری ویژگی­های شخصیت[۱]

شخصیت در لغت­نامه وارن[۲] چنین تعریف شده است: «شخصیت به جنبه­های عقلی، عاطفی، انگیزشی و فیزیولوژیکی یک فرد گفته می­شود.» (پروین،۱۳۷۳؛ به نقل از گروسی، ۱۳۸۰)

آلپورت[۳] بیان می­کند: « شخصیت سازمانی پویاست که درون فرد قرار گرفته و شامل نیمه­های فیزیکی و روانی می­شود که تعیین کننده رفتار و فکر است» (شولتز[۴]، ۱۹۹۸).

 

۱-۶-۴ تعریف عملیاتی ویژگی­های شخصیت

ویژگی­های شخصیتی بر اساس پاسخ­های افراد به پرسش­نامه پنج عاملی شخصیتی نئو[۵] به دست می­آید.

 

 

۱-۶-۵ تعریف نظری تاب آوری

به اعتقاد کامپفر[۶]  (۱۹۹۹) تاب آوری یعنی «بازگشت به تعادل اولیه یا رسیدن به تعالی بالاتر از وضعیت پیش از بروز شرایط ناگوار، به نحوی که سازگاری مثبت با زندگی می­تواند پیامد آن باشد.» (اقدامی و حسین­چاری؛ به نقل از جوکار،  ۱۳۸۹).

کونور و دیویدسون[۷] (۲۰۰۳) معتقدند که «تاب آوری تنها پایداری در برابر آسیب­ها یا شرایط تهدید کننده نیست، بلکه شرکت فعال و سازنده در محیط پیرامونی خود است.» (نقل از خسروی و دیگران، ۱۳۸۹).

 

۱-۶-۶ تعریف عملیاتی تاب آوری

پرسشنامه تاب آوری به منظور تفکیک افراد تاب آور از غیر تاب آور در موقعیت های بالینی و غیر بالینی و سنجش آن­ها مورد استفاده قرار می­گیرد. منظور از تاب آوری نمره­ای است که آزمودنی در پرسش­نامه تاب آوری کونور و دیویدسون به دست می­آورد.

[۱] – personality

[۲] – Varen

[۳] – Allport

[۴] – Schultz

[۵] – NEO Personality Inventory Revised

[۶] – Kumpfer

[۷] – Conner and Davidson

متن کامل پایان نامه

پایان نامه تعیین رابطه بین ویژگی های شخصیت با تاب آوری

فصل دوم

پیشینه پژوهش

 

۲-۱ شیوه­های فرزندپروری

۲-۱-۱ تعاریف شیوه­های فرزندپروری

منظور از شیوه­های فرزندپروری والدین، نحوه ارتباط و طرز برخورد والدین نسبت به فرزندان، احساسات و علاقه آن­ها به یکدیگر و چگونگی دخالت یا عدم دخالت آن­ها در کار­های مهم و همکاری آن­ها است (شریعت­مداری، ۱۳۷۶).

رابطه بین کودکان و والدین وسایر اعضای خانوده را می­توان به عنوان نظام یا شبکه­ای از روابط دانست که در کنش متقابل با یکدیگر­اند (برون فن برنر[۱]، ۱۹۷۹؛ به نقل از برک، ترجمه محمدی، ۱۳۸۳).

روابط والدین و فرزندان یا به عبارت دیگر شیوه­های فرزندپروری در بین گروه­های اجتماعی ابعاد مختلفی دارد و فقط شامل تغییرات یک نواخت نمی­شوند. به طوری که ممکن است والدین هم فرزندان خود را دوست بدارند و هم آن­ها را طرد نمایند. یا اینکه در عین دوست داشتن آنان، در انضباط سخت­گیری کنند. پاسخ فرزند نیز صرفأ به یک جنبه از رفتار والدین یا شخصیت آن­ها ارتباط پیدا نمی­کند بلکه ماحصل ترکیب عوامل مختلف می­باشد. هر چند پیش­بینی ویژگی­های بعدی بر مبنای روش­های خاص فرزند­پروی بسیار دشوار است (افروز، ۱۳۷۱).

لاپلانتین[۲] (۲۰۰۰) در پژوهشی دریافت که وجود شیوه­های فرزندپروری سالم روانی و فرهنگی فرزندان در گرو یک نکته اساسی است؛ یعنی خانوده­هایی که فرزندان آنان در سلامت روان کامل به سر می­برند، یک نکته مشترک در شیوه­های تربیتی خود اعمال می­کنند و آن عبارت است از «حضور والدین در جمع خانواده و داشتن رابطه آموزشی و نیز وجود ارتباط کلامی مؤثر با فرزندان» (لاپلانتین، ۲۰۰۰).

رابطه­ی والدین اعم از آموزشی یا غیر آموزشی با فرزندان، رابطه یکسان و بر طبق یک الگو و یک مدل خاص نیست. براساس تحقیقی در فرانسه، این مدل در ارتباط با طبقه اجتماعی خانواده می­باشند (ژیفو، لوواسور[۳]، ۱۹۹۵).

بدون تردید می­توان گفت یک مدل فرزندپروری در همه خانواده­ها وجود ندارد، بلکه به تعداد خانوده­ها روش­های فرزندپروری وجود دارد (کاستلان[۴]، ۱۹۹۸).

[۱] – Bronfen brener

[۲] – Laplantine

[۳] – Giffo & Levasseur

[۴] – Castellan

متن کامل پایان نامه

پایان نامه ارتباط شیوه های فرزندپروری (اقتدار منطقی، استبدادی، سهل گیرانه) با تاب آوری در دوره نوجوانی

۲-۱-۲ تاریخچه فرزندپروری

بین کشورها و گروه­های مختلف اجتماعی به تفاوت­های چشمگیری در زمینه شیوه­های فرزندپروری برمی­خوریم. در آمریکا حتی در میان خانواده­های طبقه متوسط هر از چندگاهی نوساناتی در نگرش افراد نسبت به مسائلی نظیر آموزش آداب توالت رفتن، برنامه زمانی، تغذیه طفل، تغذیه با شیر مادر مقابل استفاده از شیشه پستانک و سهل­گیری در مقابل سخت­گیری دیده می­شود. در سه دهه اول قرن حاضر میلادی، روش­های فرزند­پروری تا حدود زیادی خشن و خشک بوده­اند. در آن زمان به والدین توصیه می­شد با بغل کردن کودک به هنگام گریه کردن او را لوس نکند، طبق برنامه ثابتی به او غذا بدهند، (اعم از اینکه گرسنه باشند یا نباشند) و آداب توالت رفتن را در همان سال اول زندگی به او آموزش دهند. این روش کاملأ خشک تا حدود زیادی زیر نفوذ مکتب رفتارگرایی بود.

این دیدگاه عینی، کنترل شده و غیر عاطفی در زمینه فرزندپروری به شکل مضحک و اغراق آمیزی در نقل قول زیر از جان واتسون[۱] بیان­گذار مکتب رفتار­گرایی به خوبی نمایان است: «برای تربیت کودک، شیوه معقولی وجود دارد، با بچه طوری رفتار کنید که گویی بزرگسال کم سن و سال است. با نهایت دقت به اول لباس بپوشانید و حمامش کنید. با او با شیوه عینی و با استواری ملاطفت­آمیزی رفتار کنید. هرگز او را در آغوش نگیرد و روی زانوی خود ننشانید. اگر ناچار شدید، فقط در موقع شب خوش گفتن، یک بار پیشانی او را ببوسید.» (واتسون، ۱۹۲۸، به نقل از اتکینسون و دیگران[۲]، ۱۹۸۳؛ ترجمه براهنی و دیگران، ۱۳۷۳).

در دهه ۱۹۴۰ میلادی روند شیوه­های فرزند­پروری در جهت سهل­گیری و انعطاف پذیری بیشتری دگرگون شد. در این دهه نظریه­های فرزندپروری زیر نفوذ مکتب روانکاوی قرار گرفت. مکتبی که در آن بر امینت عاطفی کودک و زیان­های ناشی از کنترل شدید تکانه­های طبیعی او تأکید می­شد. تحت راهنمایی­های دکتر بنیامین اسپاک[۳] به والدین توصیه شد که از شّم طبیعی خود پیروی کنند و از برنامه­های انعطاف پذیری که هم با نیازهای خود آنان و هم با نیاز­های کودک سازگاری دارد، استفاده کنند. به نظر می­رسد در حال حاضر شاهد نوسانی در جهت عکس هستیم. چنین می­نماید که امروزه والدین احساس می­کنند که سهل­گیری، پاسخ مشکل آن­ها نیست و قواعد خشک و مستبدانه گذشته هم کارایی خود را از دست داده است (اتکینسون و دیگران، ۱۹۸۳؛ ترجمه براهنی و دیگران، ۱۳۷۳).

در روش جدید فرزندپروری توصیه می­شود که کودک هم در رفتار و هم در احساست خویش به کمک بزرگسالان نیازمند است. والدین باید به کودک فرصت دهند تا درباره احساسات و نگرش­های منفی خود، بدون ترس و واهمه صحبت کنند. باید رفتار­های نا­مطلوب کودک را مورد سرزنش قرار دهند، نه خود کودک را. بنابراین احساس احترام به فرزند در شیوه­های اعمال انضباط باید محفوظ بماند. محدودیت­ها نباید به طور مطلق بیان شوند و والدین باید از طرح محدودیت­های دوگانه و نا مشخص خود­داری کنند و محدودیت­ها را با هدف­های تربیتی و سالم­سازی شخصیت کودک اعمال نمایند (اتکینسون و دیگران، ۱۹۸۳، ترجمه براهنی و دیگران، ۱۳۷۳).

[۱] – Jan Watson

[۲] – Atkinson and et al.

[۳] – Benyamin Spake

متن کامل پایان نامه