
تاریخچه اضطراب
اختلالات اضطراب بشرحی که در نوشتجات طبی آمده ، گروه ناهمگن از سندروهای بالینی وتعریفها را در بر می گیرد .
از نظر تاریخی ، اصطلاحاتی نظیر ،خستگی شدید عضو قلب ، ودر قلب تحریک پذیر و « نوروز قلبی » و سندرم فعالیت » و « آستنی عصبی عروقی » همه برای توصیف اختلالات فرض اضطراب که در آنها تنگی نفس تپش قلب ، خستگی عدم تحمل فعالیت واشتغال ذهنی با حالات جسمی علائم عمده اختلال را تشکیل می داده اند ، مورد استفاده قرار گرفته اند ، نور آستنی یا خستگی عصبی یکی دیگر از اصطلاحاتی است که برای اختلالات اضطراب فراوان به کار رفته است .نوروز اضطراب که بوسیله فروید بکار رفت . برای متجاوز از چهل سال بر چسب عمده برای اختلالات اضطراب بود ( گلدبرگ ، ۱۳۷۱).


تاریخچه افسرد گی
افسردگی از زمانهای بسیار دور در نوشته ها آمده وتوصیف هایی از آنچه ما امروزه اختلالات خلقی می خوانیم در بسیاری از مدارک طبی قدیم وجود دارد.
داستان « عهد تحقیق » شاه سائون وداستان خودکشی آژاکس در ایلیا هومر ، هر دو یک سندرم افسردگی را توصیف کرده اند حدود ۴۵۰ سال قبل از میلاد ، بقراط اصطلاح ملانکولی را برای توصیف اختلالات روانی بکار برد . د رحدود ۱۰۰ سال قبل از میلاد کورفلیسوس سلسوس۱ در کتاب Demedicina 2افسردگی را ناشی از صفرای سیاه معرفی نمود .
این اصطلاح را پزشکان دیگر از جمله جالینوس ( ۱۲۹- تا ۹۹ بعد از میلاد ) نیز بکار بردند ، همین طور الکساندر تراز از قرن ۶ درقرون وسطی طبابت در ممالک اسلامی رونق داشت . ورازی وابن سینا وپزشک بهبودی سمینونه [۱] ملانکولی را بیماری مشخص تلقی می نمودند ملانکولی را هنرمندان بزرگ زمان نیز مجسم کرده اند .
۱- cornelius
۲- Alexander of Trelles
۱- Maimonide


تعاریف ونظریه های اضطراب
اضطراب یک احساس منتشر بسیار ناخوشایند واغلب مبهم ودلواپسی است که با یک یا چند تا از احساسهای جسمی همراه می گردد مثل احساس خالی شدن سردل ، تنگی قفسه سینه ، طپش قلب ، تعریق ، سردرد یا میل جبری ناگهانی برای دفع ادرار ، بیقراری ومیل برای حرکت نیز از علائم شایع است .
اضطراب یک علامت هشدار دهنده است ، خبر از خطری قریب الوقوع است وشخص را برای مقابله باتهدید آماده می سازد ترس ، علامت هشدار دهنده مشابه ، از اضطراب با خصوصیات زیر تفکیک می شود . ترس واکنشی ، به تهدیدی معلوم وخارجی قطعی واز نظر منشاء بدون تعارض است اضطراب واکنش در مقابل خطری نامعلوم درونی مبهم واز نظر منشا همراه با تعارض است تفکیک بین ترس واضطراب بطور اتفاقی صورت گرفت .


تعاریف ونظریه های افسردگی
افسردگی این اصطلاح بسیار وسیع وتا حدودی مبهم است . برای شخص عادی حالتی مشخص با غمگینی وگرفتگی وبی حوصلگی وبرای پزشک گروه وسیعی از اختلالات خلقی بازیر شاخه های متعدد را تداعی می کند . خصوصیات اصلی ومرکزی حالات افسردگی کاهش عمیق میل به فعالیتهای لذت بخش روزمره ، مثل معاشرت تفریح ورزش ،غذا وروابط جنسی است.
این ناتوانی برای کسب لذت حالتی نافذ وپایا دارد بطور کلی شدت افسردگی بستگی به تعداد علائم ودرجه نفوذ آنها دارد . در خفیف ترین شکل ،ممکن است فقط معدودی از علائم اساسی وجود داشته باشد .
مهمترین علامت افسردگی همین ناتوانی در کسب لذت از چیزهائی است که قبلا برای شخص لذت بخش بوده است .
غذا برای شخص بی طعم ، فعالیت جنسی بدون لذت ، شغل خسته کننده ومعاشرتهای پر معنی پیشین پوچ و بی معنی می گردد. غمگینی یکی از خصوصیات افسردگی است . معهذا در تمام انواع آن جزئی از علائم بیماری نسبت بیمار ممکن است بجای غمگینی از گیجی واضطراب وعدم تمرکز فکری شکایت داشته باشد . احساس درماندگی میل به خود ملامتگری کاهش اعتماد بنفس از شایعترین علائم افسردگی است کندی روانی – حرکتی یا برعکس آن تحرک و آشفتگی ممکن است یکی از تظاهرات افسردگی باشد .


۱-افسردگی از دیدگاه روان پویایی :
فروید عقیده داشت که فرد مبتلا به افسردگی یک وجدان یا فراخود تنبیه کننده قوی دارد . او براساس گناه که وجدان موجب آن می شود تاکید می ورزد . پایه اغلب فرضیه های روانکاوی مربوط به افسردگی گزارش است که فروید در سال ۱۹۱۵ تحت عنوان عزا و مالیخولیا به رشته نگارش در آورده است . فروید مشاهده کرده بود که هر چند افسردگی غالبا توسط یک فقدان آشکار می شود با وجود این میان واکنشهای عزای عادی وواکنشهای مرضی تفاوت وجود دارد .
بنابر نظریه فروید ، افسردگی واکنشی است نسبت به فقدان که با احساس
گناه همراه است این احساس منجر به درون فکنی موضوع ا زدست رفته واحساس دشمنی نسبت به خود می شود اکثر نظام بندیهای روان پویایی ومحور تاریخچه روابط بین فردی وشخصی که او در کودکی بیشترین وابستگی را به وی داشته است ( معمولا مادر ) دور می زند .
