
این گروه از والدین سعی میکنند رفتارها و نگرشهای کودکان خود را با توجه به معیارهای رفتاری معین شکل داده کنترل و ارزیابی میکنند. والدین قدرت طلب کودکان را به اطاعت تشویق میکنند و به منظور گردن نهادن، شیوههای مختلف تنبیه را ترجیح میدهند. والدین قدرتطلب کودکان و نوجوانان را پرورش میدهند: سرکش، طغیانگر، برخوردار از سطوح بالای کمرویی و اضطراب احساس بیکفایتی و حقارت. این نوع کودکان هیچ موافقت و سازش با ارزشها و خواستههای والدین خود ندارند و از گزینش هدفهای منطقی و قابل دسترس عاجزند. بیشتر مشکلات رفتاری، روحی و شخصیتی این نوع کودکان نتیجه رفتار والدین است. از آنجا که عمدهترین و مؤثرترین عامل در فرایند شکلگیری شخصیت برای ایجاد حس عزت نفس، خانواده است و عزت نفس از اجزای شخصیت و هسته مرکزی سازگاری اجتماعی است.
۱- بررسی میزان بدرفتاری والدین دانشآموزان
۲- بررسی میزان عزت نفس دانشآموزان


در این تحقیق سعی شده است تا به دو فرضیه پاسخ داده شود:
الف: بین بدرفتاری والدین و عزت نفس کودکان آنها (دختر و پسر) رابطه وجود دارد.
ب: بین بدرفتاری والدین پسر با والدین دختر تفاوت معنیداری وجود دارد.
از آنجائی که این پژوهش بدنبال بررسی تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس دانشآموزان مدارس راهنمایی میباشد لذا در این پژوهش از روش تحقیق علی یا پس
از وقوع استفاده شده است که در فصل سوم بطور مبسوط بحث خواهد شد.
۱- بررسی میزان بدرفتاری والدین دانشآموزان
۲- بررسی میزان عزت نفس دانشآموزان


فصــل دوم
ادبیات تحقیق
الف: پیشینه نظری تحقیق
ب: تحقیقات انجام شده در ایران و خارج از آن
مقدمه:
بررسی و مطالعه دقیق مبانی نظری و تئوریکی هر موضوع تحقیق به محقق اجازه میدهد که با دیدی روشن و بدون ابهام و کنترل متغیرهای مختلف که ممکن است به پدیده یا پدیدههای مورد تحقیق تأثیرگذار باشد اقدام کرده و به نتایجی که بدانها دست مییابد. اطمینان و اعتماد بیشتری داشته باشد. در این فصل ابتدا پیشینه نظری موضوع تحقیق و متغیرهای عزت نفس بالا و پایین را بررسی و توضیح خواهیم داد و بعد تحقیقات انجام شده در ایران و خارج از ایران در این زمینه را یادآور میشویم.
۱- بررسی میزان بدرفتاری والدین دانشآموزان
۲- بررسی میزان عزت نفس دانشآموزان


۱- حقارت عضوی:
با پدید آمدن نقص جسمانی و احساس کهتری حاصل از آن عزت نفس تحت تأثیر قرار میگیرد. آدلر با گسترش این مفهوم اصطلاح عقده حقارت در رابطه با احساس ضعف و بیکفایتی که هر کس با آن زاده میشود و باید بر آن تسلط یابد را عنوان مینماید.
۲- احساس حقارت: تجربه و پیامد این حقارت که دربردارنده احساس اتکایی و انتظار حمایت دیگران یا برعکس نوعی پرخاشگری را به همراه دارد.
۳- نازپروردگی: به نظر آدلر کودکان نازپرورده، نیز دستخوش احساس کهتری میباشند و مستبد و خودرأی میباشند، از نظر اجتماعی پرورش نایافتهاند و از بلوغ لازم روانی برخوردار نیستند (اسمیت،۱۹۶۷).
۱- بررسی میزان بدرفتاری والدین دانشآموزان
۲- بررسی میزان عزت نفس دانشآموزان


۳- نازپروردگی:
به نظر آدلر کودکان نازپرورده، نیز دستخوش احساس کهتری میباشند و مستبد و خودرأی میباشند، از نظر اجتماعی پرورش نایافتهاند و از بلوغ لازم روانی برخوردار نیستند (اسمیت،۱۹۶۷).
به نظر آدلر، محیط عامل اصلی در احساس کهتری میشود. که محیط خانوادگی از مهمترین محیطهایی است که شخصیت کودک در آن شکل میگیرد و تأثیر زیادی در میزان عزت نفس کودکان دارد. در این محیط پدر و مادر در رأس قرار میگیرند که در صورت عدم رفتار صحیح و اعمال رفتار مستبدانه کودک از عزت نفس مناسب و بالایی برخوردار نخواهد شد.
در واقع هر چه میزان ارتباطات و تعاملات کودک با والدینش بیشتر و صمیمانهتر باشد، به آسانی شیوههای کنترل رفتار خود را فرامیگیرد و از سویی دیگر پذیرفته شده در بین همسالان و ارتباطات اجتماعی مداوم موجب عزت نفس مثبت میگردد (هارتر، ۱۹۸۳). بدرفتاری والدین در محیط خانواده، کوچک شمردن نوجوانان. عدم نشان دادن محبت و مورد تأیید قرار ندادن حرفهایی که باید والدین آنها را قبول کند، احساس ضعف و ناتوانی و کمبود عزت نفس را در وجود آنها میگذراند، که این کار خود باعث میشود که نوجوان به سمت بزهکاری گرایش پیدا کند.
۱- بررسی میزان بدرفتاری والدین دانشآموزان
۲- بررسی میزان عزت نفس دانشآموزان
